یافتن پست: #شکست

مهسا
مهسا
ادای آدم های قوی را در آوردن هنر می خواهد؛ اینکه خسته باشی، بغض داشته باشی و از درون شکسته ... صورتت را با سیلی سرخ نگه داری و خودت را به زور سر ِپا! هی به خودت بگویی اتفاقی نیافتاده است ولی ته دلت بدانی"اتفاق" افتاده است جانم ، افتاده است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:13
+3
mohsen
mohsen
روی قلبی نوشته بودن شکستنی است مواظب باشین ، ولی من روی قلبم نوشتم شکسته است ، راحت باشید !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:09
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
پازل دل کسی را به هم ریختن هنر نیست،اگر توانستی با تکه های شکسته ی دل کسی یک پازل جدید بسازی هنر کرده ای.......
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 17:32
+6
sasan pool
sasan pool
مطمئن باش ، برو … ضربه ات کاری بود ، بی وفایی کردی..دل من سخت شکست … و چه زشت به من و سادگیم خندیدی به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود … و به این قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود … تو برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:57
sasan pool
sasan pool
افسوس که بشکست دلم آنکس که قبله‌گاهم بود زین روزگار بی وفایی با من یار گرماگرم نگاهم بود زیر باران زیر فانوس شب در این مهتاب با اشک خود ترانه بی‌وفایی گویم ز مهتاب … * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:54
sasan pool
sasan pool
در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:41
sasan pool
sasan pool
آهای رغیب بی رحم عشق منو ربودی / آخه یار بی وفا به یاد من نبودی حالا داری به عشقت زندگیتو می سازی / غافل از این که اینجا قلبی شکستی . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:35
sasan pool
sasan pool
مستم از باده ،که مستی هم بلاست باده ی عاشق زهر باده جداست بی وفا ، مستی مگر از باده ی عشقت نبود کین چنین دل را شکستی،کین شکستن هم خطاست * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * [!] عشقی که به یک آدم هرزه داشته باشی.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:29
+1
ronak
ronak
قلم شکست از بس مشق کردم نگاهت را .!! اشکم در آمد ... از بس خیره شدم به باد ... این جا هیچ کس نمیداند که من در پی صدایی آواره شدم فقط صدایت مانده در خاطرم ... من صدایت را مشق می کنم ..!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:41
+4
gamer
gamer
ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...! پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود . ! ........(نظر یادتون رفت)
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:33
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ