سیمین
بعضی ها از دور میدرخشند!نزدیک که میشویدیک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند!!!که باید لگدی بهش زدتا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری راخیره نکنند و گول نزنند
sasan pool
دوستان من می خوام از بچگی هام براتون بگم.بچه که بودم خیلی شر بودم از سه تا مهد کودک من و اخراج کردن.در این دوران دست مستخدم مهد کودک شکستم از بچه ها خوراکی هاشون با زور و کتک می گرفت.سال اول دبستان با مداد نوک تیز زدم توی سر بغل دستیم سرش یک بخیه خورد.سال پنجم دبستان از مدرسه در رفت .توی کوچه هم هیچ کس از دست من آسایش نداشت.مادرم میگه من 30 سال معلم بودم پیر نشدم بزرگ کردن تو من و پیر کرد.
رضا
خلاصه بهاری دیگر بی حضور تو از راه می رسد،... و آن چه که زیبا نیست زندگی نیست روزگار است، گل نیلوفر مردابه ی این جهانیم و به نیلوفر بودن خود شادمانیم
برای من طبقه بندی نداره می خوای لیستشو بدم نگاه کنی.ولی بچه ها خیلی محبت داشتنم و کلی اس ام اس طنز برام می فرسن.
1390/10/25 - 19:19