یافتن پست: #عزیزم

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
تا درودی دیگر دو دو دورو کنید تا برگردم...
جایی نرید ها برمیگردم حتما
غصه هم نخورید از دوریم{-41-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:01
+8
aB'Bas S
aB'Bas S
تو تاکسی نشسته بودم یه بچه هم پشت سرم نشسته بود با مامانش همه اش داشت گریه میکرد موز میخواست هی غر غر میکردو گریه میکرد همه کلافه شده بودیم راننده خواست آرومش کنه بهش گفت عزیزم الان پیاده میشید مامان برات موز میخره
بچه هم پررو نه گذاشت نه برداشت با همون حالت گریه به راننده گفت( بالهجه کرمانی غلییییییییظ )تو دیگه گا مخورررر!!!!!!!
آقا سکوتی تاکسیو گرفت که تو قبرستون هم نیست…!(کرمانیا به گه میگن گا ببخشید محض اطلاع گفتم){-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:45
+8
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
میگم چطوره عکس خودمو بذارم توی خوشگلترین ها...روی همه کم شه{-7-}
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1390/12/20 - 18:21]
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:19
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
سلام سلام.....عاشق همتونم
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 14:04
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
salaaaaaaaaaaaaaaaaaaam kia hasan?
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 13:38
+6
amir reza
amir reza
تقدیم به حدیث عزیزم
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 02:24
+2
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
شده ام معادله ی چند مجهولی...
این روزها هیچکس از هیج راهی مرا نمی فهمد......!{-31-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 00:56
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
سلام دوست های عزیزم
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 00:49
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم

دختر: منتظرم میمونی؟

پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند

پسر: منتظرت میمونم عشقم

دختر: خیلی دوستت دارم

پسر: عاشقتم عزیزم

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد

به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی

دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت

پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟

دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود

و بی امان گریه میکرد

پرستار: شوخی کردم بابا رفته دستشویی الان میاد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 00:39
+4
atiye
atiye
kasi duste mano nadide gom shode{-38-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 23:17
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ