یافتن پست: #عشق

mah3a
mah3a
عشق نه به سن است نه به قد!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 11:55
+1
maryam
maryam
احتیاط باید کرد!
همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز...
بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:58
+2
maryam
maryam
آن قدر مرا سرد کرد، از خودش... از عشق...
که حالا به جای دل بستن یخ بسته ام!
آهای! روی احساسم پا نگذارید،
لیز می خورید!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:51
+2
maryam
maryam
عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتن هست، هنوز دنبال یه بهونه ای که بمونی!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:45
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خدا وکیلی حال کردی؟
عیدی و داشتید
عشقه این پرسپولییییییییییییییییییییس
عشقههههه
یدونس
اینجوری میترکونه
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:16
+5
-5
reza
reza
بزنيد به افتخار شيش تايياش{-37-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 19:07
+10
-3
nahid
nahid
ليلي ، نام تمام دختران زمين است

خدا مشتي خاك بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد،
از خود در او دميد. وليلي پيش از آنكه با خبر شود ، عاشق شد.
سالياني است كه ليلي عشق مي ورزد. ليلي بايد عاشق باشد.
زيرا خدا در او دميده است و هركه خدا در او بدمد، عاشق مي شود.
ليلي نام تمام دختران زمين است ، نام ديگر انسان.
خدا گفت: به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد.
آزمونتان تنها همين است: عشق. و هر كه عاشق تر آمد ، نزديك تر است.
پس نزديكتر آييد، نزديك تر.
عشق كمند من است. كمندي كه شما را پيش من مي آورد. كمندم را بگيريد.
و ليلي كمند خدا را گرفت.
خدا گفت: عشق ، فرصت گفتگو است. گفتگو با من.
با من گفتگو كنيد.
و ليلي تمام كلمه هايش را به خدا داد. ليلي هم صحبت خدا شد.
خدا گفت: عشق، همان نام من است كه مشتي خاك را بدل به نور مي كند.
و ليلي مشتي نور شد در دستان خدا.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:43
+7
nahid
nahid
ليلي ، تشنه تر شد

ليلي گفت : امانتي ات زيادي داغ است . زيادي تند است.
خاكستر ليلي هم دارد مي سوزد، امانتي ات را پس مي گيري؟
خدا گفت: خاكسترت را دوست دارم، خاكسترت را پس مي گيرم.
ليلي گفت : كاش مادر مي شدم، مجنون بچه اش را بغل مي كرد.
خدا گفت: مادري بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بي بهانه عاشقي، تو بي بهانه مي سوزي.
ليلي گفت: دلم زندگي مي خواهد ، ساده ، بي تاب، بي تب.
خدا گفت: اما من تب و تابم ، بي من ميميري...
ليلي گفت : پايان قصه ام زيادي غم انگيز است، مرگ من ، مرگ مجنون،
پايان قصه ام را عوض مي كني؟
خدا گفت: پايان قصه ات اشك است. اشك درياست،
دريا تشنگي است و من تشنگي ام، تشنگي و آب. پاياني از اين قشنگ تر بلدي؟
ليلي گريه كرد. ليلي تشنه تر شد.
خدا خنديد.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:28
+5
ebrahim
ebrahim
سیاست دخترا در مواجهه با پسرا :

۱- حیله گری با پسرای معصوم و ساده
۲- خوشمزگی با پسرای خوش قیافه
۳- دوستی با پسرای باهوش
۴- عشق با پسرای وفادار
۵- ازدواج با پسرای پولدار
و اما سیاست پسرا در مواجهه با دخترا :

۱- پیچوندن دخترای معصوم و ساده
۲- پیچوندن دخترای خوش قیافه
۳- پیچوندن دخترای باهوش
۴- پیچوندن دخترای وفادار
۵- پیچوندن دخترای پولدار
۶ – ازدواج با هیچکدام
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 15:46
+4
-2
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 10:33
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ