یافتن پست: #عشق

gamer
gamer
شب عشق است و هر کس دست یار خویش می بوسد،غریبم، بی کسم،من دست غم ،غم دست من بوسد،ولنتاین مبارک
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 11:33
gamer
gamer
حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است در میان مزرعه های طلایی گندم مترسکی با لبهایی خندان ایستاده است لباسش نه وصله دار است و نه مغزش پوشالیمترسک خائن با کلاغ ها طرح دوستی ریخته است خوشه های طلایی گندم در آتش دو رویی نگهبان خویش می سوزندفصل دروی گندم ها و حاصلش نانی که به سفره من و تو می آیدتکه نانی خشک در دست کودکی بی پرواست کودک درد گندم ها را می فهمدمترسک را به دار می آویزدصدای نحس کلاغها به گوش می رسدکلاغ ها به سوی مزرعه ای دیگر می روند و بر سادگی مترسک قاه قاه می خندنداینگ خوشه های گندم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:37
+2
gamer
gamer
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادرپسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 02:37
+2
مهسا
مهسا
دلم با هرتپش با هر شکستن داره می فهمه که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:46
+8
ronak
ronak
عشقولانه ترین ماچ سال
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 00:21
+7
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
این شما واین صندلی داغ امشب !!!!!آتیش بزنید!!! جهت شرکت در صندلی داغ بر روی آیکون صندلی داغ در داشبورد کلیک کنید
74 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 23:03
+19
رضا
رضا
عشقی كه ترا نثار ره كردم در سینه دیگری نخواهی یافت زان بوسه كه بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت در جستجوی تو و نگاه تو دیگر ندود نگاه بی تابم اندیشه آن دو چشم رویایی هرگز نبرد ز دیدگان خوابم دیگر به هوای لحظه ای دیدار دنبال تو در بدر نمیگردم دنبال تو ای امید بی حاصل دیوانه و بی خبر نمی گردم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:55
+3
رضا
رضا
باز هم قلبی به پایم اوفتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیر و دار یك نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمه لبهای من تشنه یی سیراب شد ‚ سیراب شد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:35
+4
رضا
رضا
تو که قدر وفا مو ندونستی میشد یه رنگ بمونی نتونستی گمون نکن که تو دستات یه اسیرم دگه قبلم و از تو پس میگیرم
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 20:11
+4
sasan pool
sasan pool
باز در دست تو دست دیگریست باز هم دیدم که قولت سر سریست اولش باور نمی کردم ولی باورم شد رنگ تو خاکستریست بعد از آن چشم تو دیگر هیز شد سهم من از عشق تو ناچیز شد التماسم{-31-}{-31-} کردی و گفتم برو قلب من از کینه ات لبریز شد ببین با من چه ها کردی نمی خواهم که برگردی تو تنها لایق آن هرزه های مست و ولگردی ساده با هر چشمکی دل باختی هر شبی با یک نفر می ساختی عاقبت تاوان هر بازیچه را با فدای پاکی ات پرداختی باز اظهار ندامت کرده ای از رفیق بد شکایت کرده ای گریه ات بوی خیانت می دهد دور شو دیگر تو عادت کرده ای ببین با من چه ها کردی نمی خواهم که برگردی تو تنها لایق آن هرزه های مست و ولگردی تقدیم به کسانیکه عشقشون مثل عشق من هرزه بود یا هرزه دل بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 19:36
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ