یافتن پست: #غرور

sahar
sahar
باران می بارد، بدون چتر زیر باران قدم می زنم... در زیر باران اشک می ریزم، تا تو نبینی، اشک هایی را که در پس غرورم سالها نریخته ام.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:18
+4
نیوشا
نیوشا
ساده لباس بپوش! ساده راه برو!
اما در برخورد با دیگران ساده نباش!!
زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند!
برای درهم شکستن غرورت!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:06
+6
ronak
ronak
در Romantic
با ساعت دلم وقت دقیق آمدن توست! من ایستاده ام: مانند تک درخت سر کوچه با شاخه هایی از آغوش با برگ های از بوسه با ساعت غرورم اما ! من ایستاده ام: با شاخه هایی از تابستان با برگ هایی از پاییز هنگام شعله ور شدن من! هنگام شعله ور شدن توست! ها . . . چشم ها را می بندم ها . . . گوش ها را می گیرم با ساعت مشامم اینک: وقت عبور عطر تن توست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:53
+2
ronak
ronak
در Romantic
شدم اسیــــــر موی تو قربونیه غرورتو حالا که خورشید نمیخوای میخوام بشم غـــــــــروب تـــــو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 15:04
+2
ashkan
ashkan
فقط یه زن ایرانی میتونه ملکه زیبایی دنیا رو ببینه ، بعد با غرور بگه : این کجاش زیباست ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 00:07
ronak
ronak
در Romantic
کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می یافتی ، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای درهم شکستن من .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:21
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
لزومی نداره من همونی باشم که تو فکر میکنی من همونی ام که حتی فکرش رو هم نمیتونی بکنی من کااااااااااملاً دیوونم شک نکن فقط برای خودم هستم...!!!!!!!!!! ... ... ... من..؟! چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست..... این من! نه زشته زشتم، نه مهـربانِ مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...! فراری از خانمهای آهن پرست و آقایییونِ مانکن پرست.... ... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!! سنگین......مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!! و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛ هیچ ندارم راهت را بگیــر و بـــــــرو حوالی ما توقف ممنــــوع است...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:36
+6
gha3m
gha3m
تو مغرور بودی.. و من مغرور تر.. گفتم میروم..خداحافظ گفتی برو...بی خداحافظ.. چشمانم خیره ماند..در دل گفتم بگو...بگو ...بگو بمان ... ... ... ......من منتظر یک جمله ی تو هستم اماتو..بی رحمانه رفتی و من مغرورانه غرورم را شکستم و دوباره گفتم گفتم سلام... نمیدانم چرا اما شنیده ام عاشقان در برابر معشوق غروری ندارند شنیده بودم اما..باور نداشتم به باورم رساندی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 09:37
+4
hadith
hadith
آنگاه که غرور کسي را له مي کني، آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني، آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني، آنگاه که بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه که حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟. بسوي کدام قبله نماز مي گزاري...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:58
+6
رضا
رضا
من بهارم تو زمين من زمينم تو درخت من درختم تو بهار ناز انگشتای بارون تو باغم می‎كنه ميون جنگلا تاقم می‎كنه تو بزرگي مث شب اگه مهتاب باشه يا نه تو بزرگي مث شب خود مهتابي تو اصلا، خود مهتابي تو تازه، وقتي بره مهتاب و هنوز شب تنها بايد راه دوري رو بره تا دم دروازه‎ي روزـ مث شب گود و بزرگي مث شب تازه، روزم كه بياد تو تميزي مث شبنم مث صبح تو مث مخمل ابري مث بوي علفي مث اون ململ مه نازكي: اون ململ مه كه رو عطر علفا، مثل بلاتكليفی هاج و واج مونده مردد ميون موندن و رفتن ميون مرگ و حيات مث برفايی تو تازه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه مث اون قله‎ی مغرور بلندی كه به ابراي سياهي و به بادای بدی می‎خندی…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 19:48
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ