یافتن پست: #غم

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/08/27 - 20:17
+2
poorya
poorya
مشتی دوای درد ما ک شلغم نیست... داستان چیز دیگس...
دیدگاه  •   •   •  1394/07/24 - 02:34 توسط Mobile
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آیا شـبی برای دلم مـاه می شوی؟
یا باز هم مساوی یک آه می شوی؟

سربـاز زخـم خـورده ی شـطـرنـج عـاشـقی!
یک شب برای دلخوشی ام شاه می شوی؟

با کـام تـشـنـه بر سر چاهی رسیده ام
یوسف ترین ترانه ی این چاه می شوی؟

یک بیت وصف چشم تو ، یک بیت وصف زلف
بـا مـن در ایـن مـشـاعـره همراه می شوی؟

سر می کشد غم از در و دیوار بیت هایم
آیـا شـریـک ایـن غـم جانکاه می شوی؟
دیدگاه  •   •   •  1394/07/23 - 20:35
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من از کوچیکی یه سوال داشتم....






نقش راننده قطار چیه؟

این قطاره که رو ریل داره راه خودشو میره...

دیگه اون شلغمه این وسط؟

فقط وقتی رسیدن ترمز میکنه

شد کار؟
دیدگاه  •   •   •  1394/07/20 - 19:56
+4
poorya
poorya
مشتی دوای درد ما ک شلغم نیست...
دیدگاه  •   •   •  1394/07/19 - 22:22 توسط Mobile
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فرهنگ بومی


من ایرانیم،پرز فرهنگ بومی.
سراسر محبت،پرازمهروخوبی

ز افتادگان ،دستگیری نمایم
ز کبر و دورویی ،ز پستی رهایم

ز رسم و رسوم و به دستور دینم
خبر دارم از روزی هم نشینم

ز همسایگان باید همراه باشم
ز غمهایشان هردم آگاه باشم

نباید کسی را برنجانم از خویش
گرفتم مرام امامان چو درویش

من ایرانیم،بومی سرزمینم
ببالم به این رسم و فرهنگ

که فرهنگ بومی بود افتخارم
به جز مهربانی پیامی ندارم

منم دخت خورشیدو این سرزمین
.....ست نامم خدائیست دینم
دیدگاه  •   •   •  1394/07/14 - 20:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا شده شب از درد یه بسته قرص ارامبخش بخوری تا شاید خوابت ببره و کمتر بهش فک کنی ولی اسهال بشیو تا صبح مجبور شی بیدار بمونی @-@
.
.هه
.
.
هه
.
.
.
هه
.

.
زهر عقرب نخند پست غمگینه :l
از اولش بلد نبودم پست غمگین بنویسم :|
دیدگاه  •   •   •  1394/07/14 - 20:09
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

این آخرین قدم برای دیدنت
این آخرین پُله واسه رسیدنت
این آخرین نفس کشیدن از برای تو
این آخرین تورو ندیدنم برای تو
برای آخرین نفس بخون ترانه ای
که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای
که میشه از تو رَد شد و نظر به جاده کرد
که میشه این غمارو از دلم پیاده کرد
بخون دوباره خوندنت برام مقدسه
بیا دوباره دیدنت برای من بسه
بدون که باید از تو رد شد و دلو ندید
باید بُرید و پَر زد و به آسمون رسید
صدا بزن منو
که باره آخره
بذار ببینمت
قراره آخره
برای بار آخرم شده
فقط بخند
بخند و چشمای قشنگتو
ببند، ببند


بیا به جُرم عاشقی بکش منو نرو
نگاه کن این تن ِ نحیف و زار و خسته رو
تورو به جون ِ خاطرات ِ خوبمون بمون
تورو به جون ِ خاطرات ِ تلخمون نرو
بیا و راحتم کن از نگاه آدما
نذار بگیره دامنم رو آه ِ آدما
بگو چرا باید بسوزه لحظه های من
بخاطر نگاه ِ اشتباه آدما
برای آخرین نفس بخون ترانه ای
که باید از تو بگذرم به هر بهانه ای
که میشه از تو رَد شد و نظر به جاده کرد
که میشه این غمارو از دلم پیاده کرد


این آخرین قدم

دیدگاه  •   •   •  1394/07/14 - 19:40
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/07/14 - 14:12
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دچار یعنی عاشق.
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهی كوچك ، دچار آبی دریای بیكران باشد ..
- چه فكر نازك غمناكی!

" سهراب سپهری "
دیدگاه  •   •   •  1394/05/8 - 12:41
+3
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ