نغمه ی من ... همچو آوازی نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته. پیش رویم : چهره تلخ زمستان جوانی پشت سر : آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام : منزلگه اندوه و درد وبد گمانی. کاش چون پاییز بودم
هنوز از وقتی که رفتی همون عطری که دوستش داریو بو میکنمو حسی که بهت دارمو قوی تر میکنه هنوزم یچیز قویی تو وجودم میگه که میخوای برگردی ولی یکی مانع میشه هروزم شده اینکه بفکر توهستم هروزم شده گریه و غم از دست دادنت