یافتن پست: #فراموش

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماسه ها فراموش کارترینند، جای پایت روی آنها با اولین موج پاک میشوند، اما ما از نسل ماسه ها نیستیم، ازنسل صدفهائیم، یادها همیشه در دلمان میماند تا مروارید شود.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/7 - 15:41
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 21:14
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 21:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی تنهایم گذاشت و رفت بهش گفتم: خط زدن بر تو ,پایان من نیست!
آغاز بی لیاقتی توست....
همیشه بهترین ها برای من بوده وهست,
اگر مال من نشدی...قطعا بهترین نبودی و نیستی...
این تو نیستی که مرا فراموش کرده ای,این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند...
صحبت از فراموشی نیست صحبت از لیاقت است,محکمتر از آنم که برای تنها بودنم آنچه را که اسمش را غرور گذاشتم برایت به زمین بکوبم
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن
فقیر بودی....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 19:39
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 17:08
+1
saman
saman


چه سخت است ...


تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ،


و دل سپردن به قبرستان جدایی ،


وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ،


تا رهگذری ،


بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند…



دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 02:01
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نگران نباش

من انقدر امروز و

فردا های نیامدن را دیده ام

که دیگر هیچ وعده ی بی سر انجامی

خواب و خیال ارزو هایم را اشفته نمیکند

حالا یاد گرفته ام که فراموشی دوای درد همه ی

نداشتن ها

نخواستن ها

و

نیامدن هاست

یاد گرفتم که از هیچ لبخندی خیال دوست داشتن به سرم نزند

یاد گرفتم که بشنوم تا فردا و به روی خود نیاورم که فردا ها

هیچوقت نمیایند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نگران نباش

من انقدر امروز و

فردا های نیامدن را دیده ام

که دیگر هیچ وعده ی بی سر انجامی

خواب و خیال ارزو هایم را اشفته نمیکند

حالا یاد گرفته ام که فراموشی دوای درد همه ی

نداشتن ها

نخواستن ها

و

نیامدن هاست

یاد گرفتم که از هیچ لبخندی خیال دوست داشتن به سرم نزند

یاد گرفتم که بشنوم تا فردا و به روی خود نیاورم که فردا ها

هیچوقت نمیایند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:21
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آنچه به ما گفته اند دوز و دغل بوده اســــــت
از جهل و نادانی و کاستی عقل بوده است
هر چه بر ما رفته است تقصیر خود بوده است
از لج و لجبازی و بحث بیخود بوده اســـــت
کنون گر به خود آییم نزاع فراموش شـــــــــود
قدرت ما قدرت کوروش و داریوش شــــود
تفرقه و جدایی همیشه درد حادیســــــــــــت
دوای این درد حاد فقط در اتحادیســـــــت
لشکر سعد و چنگیز هنوز هم مانده اســـــــت
با این اتحاد ما همیشه در مانده اســــــــت
دست در دست هم ویرانی را بسازیـــــــــــــم
جام مستی سرکشیم به این نقشه بنازیـم
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 19:32
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ