یافتن پست: #فکر

AmirAli
AmirAli
الان نصف دخترای کشورمون دارن به این فکر میکنن هدیه تولد ولنتاین دوست پسرشونو کجا قایم کنن تا لــو نرن !!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/20 - 19:37
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/20 - 18:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو امدی و مرا غرق عشق کردی

تو امدی و به من بودنم را

دوباره یاد اور شدی

تو که نبودی

بی تو بودن را

لحظه لحظه

با تمام سلولهایم

تجربه میکردم

وبا خود فکر میکردم

که دیگر مرا

کسی نخواهد خواست

احساس نخواسته شدن

برایم کشنده تر از سرما بود

ولی تو امدی

پس از ان همه نیامدنها

وچه لبخندی داشتی

وچه باران مهری از نگاهت

تمام وجودم را خیس کرد

پس بمان برای همیشه

که بی تو زندگی من

مرگی بدون تشییع است

A.S

1392/09/18
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 17:44
+2
xroyal54
xroyal54

آرزو میکنم توجیب لباست پول پیدا کنی،


آرزو میکنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشیُ هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا کنی،


آرزو میکنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن تو اتفاقی رد بشیُ  بشنوی،


آرزو میکنم اونقدر بخندی ... بخندی که از چشمات اشک بیادُ دل درد بگیری،


آرزو میکنم یه بویی که باهاش خیلی خاطره خوب داری یجا به مشامت بخوره،


آرزو میکنم وقتی حواست نیست سرتو بیاری بالا ببینی، یکی که خیلی دوسش داری، داره خیلی عمیق ، با یه حس مثبت و لبخند رضایت نگاهت میکنه،


آرزو میکنم یه چیزی که کوچیکه ولی فکر نمیکردی حالاحالاها داشته باشیش یه اتفاقی بیوفته و یهو بدستش بیاری...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 23:50
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 21:48
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین



سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی میکنم







وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنی هست که جلوی مغازه میذارن :|



اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه.







بهش گفتم خنده داره من فکر کردم آدمه.



یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن دیگه است :|







کلا دیگه سرمو انداختم پایین زدم به چاک :))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/17 - 19:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 19:06
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

رفتم انتشارات دانشگاه
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری.
این کاغذا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی ۳۰ تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که…
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.
فکر کرده بود به همین راحتی کوتاه میام منم کم نیاوردم
توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم:
بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین
یعنی طرف داغ کرده بود در حد تیم ملی =)))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 18:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی فکر میکنم کار تو سخت تر از من است...
من یک دنیا دوستت دارم
و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمیکنی.....!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 23:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

همسایمون اسمش “طلا”ست

توی “نقره” فروشی کار میکنه

تازگیا رفته برنزه کرده…!

فکرکنم اخر با مِسی ازدواج کنه

بچه شم شکل استیلی میشه !

دیدگاه  •   •   •  1392/09/14 - 22:28
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ