یافتن پست: #لک

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

تا وقتی که یه دختربچه داره ، تنش رُ واسه شامش می‌فروشه،
به من چه که فلان آرتيست و مطرب، چه مارکی، یا چه جنسی رُ می‌پوشه؟


به من چه که کدوم خواننده‌ی پاپ، به دستش ساعتِ مارکِ رول[!]؟
کدوم رنگ توی دنیا رنگِ ساله؟ تو هالیوود کی اسطوره‌ی س[!]؟


من اين‌جام! بین اين مردم که امید، داره کم کم می‌میره تو دلاشون،
چه‌قدر فاصله دارن تیترا از ما، چه‌قدر اين دَکه دوره از خیابون...

دیدگاه  •   •   •  1393/06/25 - 12:56
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

خواهر کوچکم از من پرسید؟

- پنج وارونه چه معنا دارد؟

من به اوخندیدم.

کمی حیرتزده و آزرده گفت:

_روی دیوار و درختان دیدم

باز هم خندیدم

گفت :دیروز خودم دیدم

مهران پسر همسایه

پنج وارونه به مینو می داد.

آنقدر خنده برم داشت

که طفلک ترسید

بغلش کردم و بوسیدم و باخود گفتم:

بعد ها وقتی بارش بی وقفه ی درد

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بی گمان می فهمی

پنج وارونه چه معنا دارد.
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 21:31
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزی میرزاجواد آقاسبزواری از شاگردان علامه بحرالعلوم

به سفارش حاج شیخ عبدالوهاب مشیر خراسانی

به همراه حاج آقا میرزامحمد تقی تربتی فیض آبادی معروف به [!] خراسانی

و حاج سید علینقی نراقی معروف به ملک المتکلمین ،

خدمت استاد حاج میرزاآقا ابوالحسن نجفی معروف به مرشدالمتکلمین

شرف حضوریافتند،

ایشان تشریف نداشتند،

همگی برگشتند!

به همین راحتی
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 20:12
+2
عباس
عباس

بیا کنارم سربنازبی تو بیا کنارم زیر تاق مهتاب اتش ببازیم به نسیم دریا غزل برقسیم تا طلوع فردا بیای کنارم ساغه ی بهاره رو فرش برگو پولک ستاره خمار شعرم میشکنه پیش تو عجب شرابی نفس تو داره گل بهارم در انتظارم هریق سبزی بیا کنارم . تن هریرت جوی عطر جاری صدای گرمت حیرت غناری بزار بگیرم مثل تور دریا تورو درا عاقوش ماهی فراری بیا کنارم سربنا بی تو بیا کنارم زیر تاق مهتاب اتش ببازیم به نسیم دریا غزل برقسیم تا طلوع فردا گل بهارم در انتظارم هریق سبزی بیا کنارم اگه بدونن ابر بادو بارون چه دل نواز این شب مهربون هوجوم میارن روی چورت کوچه صدای شهرو میبرن آسمون غروب گذشتو شب رسید به نیمه تب تو میخواد گل سرخ هیمه بگو بخوابن همه اهل دنیا هنوز یه نیمه موند از شب ما گل بهارم در انتظارم هریق سبزی بیا کنارم گل بهارم در انتظارم هریق سبزی بیا کنارم بیا کنارم

دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 19:37
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 14:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/21 - 13:12
+4
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
رفته بودم قصابی ، خیلی هم شلوغ بود …
قصابه گوشت هر کی آماده میشد اینجوری صداش میزد:
گوساله کی بود ؟
گوسفند بیا اینجا
به من گفت: تو گوسفندی ؟
مونده بودم چی بگم با لکنت گفتم : نَــ....نَــــ...نَــه مــــن گاووووم !
گفت : اینجا ما گاو نداریم همه یا گوسفندن یا گوساله!
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 17:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ساعت ۸ صبح همراه اول میخواد میلیونرم کنه !!!!
...
ساعت ۱۰ بانک پارسیان با اصرار میخواد یه لکسوس بهم بده !!!
...
ساعت ۱۲ بانک پاسارگاد میگه بیا یه آپارتمان تو شمال تهران بهت بدیم!!!!
...
ساعت ۲ برنج آوازه اس داده که ۲۵۰ میلیون بهت بدم واست کافیه دادا ؟؟!!!؟
...
ساعت ۴ رب یک و یک گفت بیا یه سفر دور دنیا ببرمت حالشو ببری !!!!
...
ساعت ۶ دنت تصمیم گرفته ۳ تا از آرزو های بزرگ منو برآورده کنه
...
ساعت۷ هم که از سر کار تعطیل میشم بی اعتنابه اس های رگباری همراه اول که التماسم میکنه داداش بیا یه ۲۰ میلیون همینجوری بهت بدم !! دست میکنم تو جیبم ببینم کرایه تاکسی تا خونمو دارم یا نه !!!
بعد که میبینم ندارم راهمو میکشمو پیاده میرم خونه!!!!!
اینجور آدم قانع و چشم و دل سیریم من به مولا !!!!!!
وگرنه واسه ما که ریخته :|
دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 15:41
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دو گروه دختر هستن که کشتن اینا ، نه تنها مستحبه ، بلکه واجبه شرعیه!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
1. دارو فروشای تو داروخونه که حس میکنن دکترن!
2. بلیط فروشای آژانسای هواپیمایی که حس میکنن خلبانن !
دیدگاه  •   •   •  1393/06/20 - 15:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/19 - 18:11
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ