جز من اگرت عاشق شیداست بگو ----- ور میل دلت به جانت ماست بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو ----- گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو
قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پابه پای عشق رفتن پروبال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بیرون کشیدن چه بی پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج میزد ولی رویای دورم را شکستند
مجنون و مرد نمازگزار روزی مجنون از سجاده شخصی شخصی عبور میکرد مرد نماز راشکست وگفت: مردک! درحال رازو نیاز باخدا بودم تو جگونه این رشته را ب[!]؟ مجنون لبخندی زد و گفت: عاشق بندهای هستم و تو را ندیدم و تو عاشق خدایی و مرا دیدی
شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شببو به وقت صبح، من بسیار دلتنگممرا چون آینه هر کس به کیش خود پنداردو الّا من چو می با مست و هشیار یکرنگمشبی در گوشه ی محراب قدری ربّنا خواندمهمان یک بار تار موی یار افتاد در چنگماگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیستکه من گریاندهام یک عمر دنیا را به آهنگمبه خاطر بسپریدم دشمنان! چون نام من عشق استفراموشم کنید ای دوستان! من مایۀ ننگم “مرا چشمان دل سنگی به خاک تیره بنشانید” همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم
جونم
1392/05/1 - 13:32
1392/05/1 - 20:25manam mikham shlkat konam
1392/05/2 - 23:07
1392/05/3 - 00:48amir jan ishala hafte bad shoroe nazar sanjie mordad mah
1392/05/3 - 01:04