یافتن پست: #منتظر

`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 13:54
+7
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 13:36
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 11:30
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

مسافران خسته چشم به سکو دوخته بودند
آرزوها یک به یک به حرکت درآمدند
تا آخر
منتظر ماندم آرزوی کوچک من در آرمان گم شده بود !

دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 21:37
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/5 - 00:45
+3
AmiR
AmiR
منتظرم.............................................
............................................
...............................
.....................
................
............
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 20:07
+2
AmiR
AmiR
من ی معذرت خواهی
ب دوستی که منو ایگور کرده
بده کارم
پس همین جا ازش معذرت میخوام

اگه معذرت خواهیمو قبول کردید
یجوری بهم بگید منتظرم خوشم نمیاد کسی ازم دلخورشه منتظرم
<<fingilii>>
آخرین ویرایش توسط Dante در [1392/05/4 - 20:39]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 19:30
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد، در پرنده شدن خویش بکوش #مخاطب-نفهم


دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 17:44
+1
-1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک و ساده پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده چشمای منتظر به پیچ جاده دلهره های دل پاک وساده پنجره ی باز و غروب پاییز نم نم بارون تو خیابون خیس تو ذهن کوچه های آشنایی پر شده از پاییز تن طلائی تو نیستی و وجودم و گرفته شاخهء خشک پیچک تنهایی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 12:22
+3
saman
saman
در CARLO
اعتراف مي كنم منتظر يه تماس مهم بودم از طرفي نمازم داشت قضا مي شد ،شروع كردم به نماز خوندن آخراي نماز تلفن زنگ خورد منم تند تند نمازم و تموم كردم و گوشيو برداشتم فكر كنين به جاي الو بلند گفتم الله اكبر طرفي كه اونور خط بود مونده بود چي بگه خودمم از خنده نمي تونستم حرف بزنم.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:47
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ