یافتن پست: #میخ

sara
sara
مخاطب خاصم:
دلم برات یه ذره شده....دلم برای اون صدات...برای اون خنده هات ...برای حرفامون...برای ارزوهامون تنگ شده
کاش تو هم دوستم داشتی...
زندگیم فقط تویی با اینکه منو نمیخوای...
دوستتتتتتتتتتتتتتت دااااااااااااااااااااااارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 12:20
+6
saman
saman
در CARLO
 یه بار با بچه ها رفته بودیم مسافرت بعد نصف شب خوابم نمیبرد اومدم
یه چنتا اس ام اس به دوستام بدم نصفه شبی بد خوابشون کنم یهو
اس ام اس اب خوردی افتابه رو کجا گذاشتیو واسه بابام فرستادم
تا اومدم گوشیو خاموش کنم که نره دیدم رفت بعد ۶٫۵ صبح دیدم یریز داره گوشیم
زنگ میخوره منم تو خواب بیداری یهو دیدم شماره بابامه سریع گوشیو برداشتم
دیدم بابام داره میگه دلم نیومد بزارم تشنه بخوابی بیدارت کردم بگم افتابه رو کجا گذاشتم.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 11:19
+4
alifabregas
alifabregas
بالاتر از سیاهی هم “رنگ” هست … مثل رنگ این روزهای من !
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 21:33
+5
saman
saman
در CARLO
اعتراف می کنم به این سن که رسیدم
هنوز وقتی میخوام از در خونه برم بیرون اگه جورابم سوراخ باشه
عوضش می کنم با این فکر که اگر تصادف کردم و آمبولانس اومد
و منو گذاشتن رو برانکارد و مردم دورم جمع شدن
سوراخ جورابم ضایع نباشه :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 17:34
+6
saman
saman
در CARLO
مسافر اول : تاسکی تاسکی واسا سوار شم !
مسافر دوم: خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ :D
مسافر اول : زهر مار به چی میخندی !؟ :|
مسافر دوم: عزیزم تاسکی یعنی چی !؟ این که تاسکی نیست !
مسافر اول: خو پ چیه !؟
مسافر دوم: این شصخیه نه تاسکی ! :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 15:20
+8
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
15 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 13:12
+18
saman
saman
بچگیا یه دورانی داشتیم برا خودمونا :
میرفتیم از این آدامس ۵تومنی (که الان نسلشون منقرض شده) میخ[!]م
و خوب که میخوردیم و شیرینیش تموم میشد
دوباره با یه حبه قند میخوردیمش و خوب که مخلوط میشد
درمیاوردیم و میذاشتیم تو یخچال برا دفعه بعد !
ینی اصلاح الگوی مصرف بودیم در حد برج دبی :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 12:55
+6
saman
saman
در CARLO
یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ. ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻤﻤﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻣﺪ!
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﻬﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ ! :D
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 12:43
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
پشت هر کوه بلند

سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در آن باغ کسی میخواند : که خدا هست دگر غصه چرا !!!؟

آرزو دارم : خورشید رهایت نکند : غم صدایت نکند : ظلمت شام سیاهت نکند

و تو را از دل آنکس که دلش با دل توست

حضرت دوست جدایت نکند .
آخرین ویرایش توسط A-Sh-F در [1392/04/25 - 12:20]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 12:20
+4
saman
saman
در CARLO
به مامانم میگم میخوام برم بیمارستان ملاقات خاله
میگه :تیریپِ فامیل دوستی ور ندار،
پرستار خوشگله امروز شیفتش نیست!
یه همچین دیدی نسبت بمن دارن :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 12:11
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ