ashkan
توکه داری این نوشته رومیخونی.دستت رو بکن تو موهات، يه تارشو بردار، همون رو من به يه دنيا نمي دم
♥ نگار ♥
گه ببینی نفرقبلیت تنهاست و یه گوشه داره گریه میکنه چی کار میکنی؟
1-میرم آروم نوازشش میکنم
2-توبغلم میگیرمش
3-دلداریش میدم
4-کارهرروزشه
5-مگه این گریه هم میکنه
6-خجالت بکش مگه بچه ای؟؟؟
7-یه جک میگم میخنده
8-یکی هم میزنم بیشترگریه کنه!!!
9-دنبال بهونه اس
10-خودمم باهاش گریه میکنم
11-به من چه آخه
12-متاسفم برات
13-میرم جار میزنم این داره گریه میکنه
14-یه شکلات بهش میدی بچه اس دیگه!!!
15-خفش میکنم
16-اعصاب تورو دیگه ندارما
17-بزار گریه کنه خالی شه
18-حوصلشو ندارم
19-وقتی گریه میکنه قیافش میشه عین کدو
♥ نگار ♥
وقتی فهمیدی قرار نیست با هر زن یا دختری که دوست شدی، به رختخواب بری؛هر وقت یاد گرفتی بدون توقع دوستی کنی .هر وقت فهمیدی هر کسی که دوستت شد،دوست دخترت نیست و برای جواب سلامش باید به یک علیک محترمانه فکر کنی نه به پیدا کردن یک مكان خالی،اونوقت میتونی روی همراهی و همدلیِ دختر به عنوان جنس مخالفت حساب کنی.
*vorojak*
نظرتونو تو یه جمله بدید!!؟
محمد
جملات پنـد آموز پـشت كامیـونی
بعضی از راننده های کامیون جمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره
یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره ...
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!
لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع !
عشق آمد و گفت من بی سوادم
قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر
شتاب مکن! مقصد خاک است
رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!
اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)
سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده!
داداش مرگ من یواش!
کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت
تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که برگردی
sina
چرا مادرمان را دوست داریم
چون ما را با درد به دنيا می آورد و بلافاصله با لبخند می پذیرد
چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی حلق ما بريزند ، پشت دستشان می ریزند
چون وقتی تب میکنیم، آنها هم عرق می ریزند
چون وقتی توی میهمانی خجالت می کشیم و توی گوششان می گوییم سیب می
خوام، با صدای بلند می گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و
ما را عصبانی
می کند
و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک میزند، با پدر دعوا می کنند
چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد
چون
وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در
مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت
ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم
چون وسط سریالهای ملودرام گریه می کنند
چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل
معصومش را کلاه گذاشته باشند
چون شبهای امتحان و کنکور پابه پای ما کم میخواب
mah3a
یه روز از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بنده خدایی!
میگن: شمابه گاواتون چی میدی میخورن؟
میگه: پوست هندونه، طالبی و ...
دویست هزار تومن جریمش میكنن و میرن!
چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن :
شما به گاواتون چی میدی میخورن؟
یارو می ترسه میگه:
چلوكباب، چلومرغ، و ...
اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن!
میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟
میگه:
والا نمیدونم من بهشون پول تو جیبی میدم خودشون میرن هرچی دوست دارن میخرن میخورن!