یافتن پست: #میخ

نیوشا
نیوشا
اصن انقد بَدم میاد مهمونا یخاطر ِ میان خونمون ! میان 5 مین میشینن ، آجیلشون ُ میخورن بعد پا میشن میرن ..
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:28
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در میان گونه گونه مرگ ها

تلخ تر مرگی ست، [!]گ ها

زان که در هنگامه ی اوج و هبوط

تلخی مرگ ست با شرم سقوط

وز دگر سو٬ خوش ترین مرگ جهان٬

-زانچه بینی٬ آشکارا و نهان-

رو به بالا و ز پستی ها رها

خوش ترین مرگی ست، مرگ شعله ها ...

شعر از شفیعی کدکنی
14 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:15
+9
ali rad
ali rad
دوباره سیب بچین حوا ...

من خسته ام ...

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ...
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 23:31
+1
ali rad
ali rad
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ... ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 23:18
+2
ebrahim
ebrahim
تنهـا خـوبـي كـه امـروز داشـت دادنِ 100 تـومـن بـه خـواهـرزاده هـا و بـرادرزادم بـود و گـرفتـن يـه بيـــــــلـاخ از خـانـواده بـود :| !
چـــرا بــزرگ شـديــم ، دلـم عيـــدي مـيخــواد هنـــــــــوز خــُـــ :(
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 20:42
+4
sina
sina
مهندس !


گرفتم بعد عمری مدرکی چند
و اینجانب شدم حالا مهندس !

ندانستم که ریزد از چپ و راست
ز پایین و از آن بالا مهندس !

غضنفر گاری اش را هول نمیداد
زنش گفت هول بده یالا مهندس !

تقی هم چونه میزد کنج بازار:
نمی ارزه واسَم والا مهندس !

به مرد قهوه چی میگفت اصغر:
دو تا چاییِ قند پهلو مهندس !

شنیدم کودکی میگفت در دِه
به مردی با چپق، خالو مهندس !

ز جنب دکّه ای بگذشت مردی !
صدا آمد " وَفِرما تو مهندس !"

خلاصه میخورَد خون جماعت
همیشه بدتر از زالو مهندس !

شنیدم با تَشَر میگفت معمار
به آن وردست حمّالش مهندس !

همین مانده که از فردا بگویند
به گوساله و امثالش مهندس !

یِهو یاد سکینه کردم ای داد ...
فدای آن لب و خالش مهندس !

شنیدم که عمل کرده دماغش
خبر داری از احوالش مهندس ؟!

شنیدم بعد تنظیمات بینی
بهش میگن همه خانوم مهندس !


شنیدم بچه زاییده دوباره
بگو هشتا کَمه؟ خانوم مهندس !

سرت رو درد آوردم من مهندس !
سخن از هر دری اومد مهندس !


يكي شيرموز ميخواد با كيك تازه
برو که مشتریت اومد مهندس !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 20:07
+1
mohamad
mohamad
یاد دارم در غروبی سـرد سـرد
میگذشـت از کوچه ما دوره گـرد
داد مـیزد :کهنه قالی میخـرم
دسته دوم جنس عالی میخـرم
کاسه و ظرف سفـالی میخـرم
... گر نداری،کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی کشید
بغضش شکـست
اول ماه است و نان در سفره نیست
ای خدا شکـرت ولی این زندگیست ؟!
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخرید .....؟!؟!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 17:20
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خداییشش چندتا لایک میخاد؟؟؟
3 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:59
+7
-2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در MEETING S
@ramins
حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است
حسم برای حس تو ، شعری نو است
حس می کنم ، حس کرده ای احساس من
احساس حسم حاسد و جنسی نو است
حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت
احساس تو بر حس من ، حدسی نو است
در حس تو ، احساس من محسوس شد
احساس کن حس مرا ، حسی نو است
سحری بکن ای ساحر احساس من
هر حس تو نسبت من ، سحری نو است
مبحوس گشت احساس من از حس تو
حساس کن احساس خود ، فصلی نو است !!!
7 دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:48
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 02:40
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ