یافتن پست: #میخ

mah3a
mah3a
عمری شد دلتنگی ام...و باز امید دارم.
می دانی چشم انتظار فردا بودن یعنی چه؟
می دانی لذت طعم غروب یعنی چه؟
و باز روزهایی که نمی دانی می آیند یا هیچ وقت از راه نمی رسند...
من عادت کردم از دقایقم لذت ببرم،شاید فردایی نباشم.
ما جان می سپاریم و تو جان می کنی... این است فاصله ی ما تا رسیدن به خدا...
................
از همتون میخوام که این مطلبو به اشتراک بذارید و برای سلامتیشون دعا کنید.
با آرزوی سلامتی برای همه .
" الــــــــهی آمین "
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 15:17
+4
maryam
maryam
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار !
از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 15:13
+4
mah3a
mah3a
دقت کردین از هرکی میپرسی متولد چه سالی هستی میگه بم میخوره چند سالم باشه؟؟!!!خوووو خودتو .... نکن بگو دیگه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 15:07
+4
shirin
shirin
زیباترین ع[!]ای دنیا دراتاقهای تاریک ظاهرمیشوند پس هروقت در تاریکی زندگی قرار گرفتی بدان که خداوند میخواهد ازتو یک تصویر زیبا بسازد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 12:09
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
خیلی ها برای لذت بردن از زندگی ، گذشته ی خود را رها می کنند و می گویند: امروز انگار نخستین روز عمر منه!

اما من ترجیح می دهم که بگویم امروز آخرین روز از زندگی منه و میخواهم از لحظه لحظه ی آن استفاده کنم گویی که فردایی در کار نیست ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 11:46
+6
sasan pool
sasan pool
گاهی دلتنگ تو و تمام نوشته هایم می شوم...
باز میکنم... دفترچه ام را نگاه می کنم... و میخوانم...
این ها احساسات من هستند.
گاهی خشک می شود...
و گاهی...
وجودم را لبریز می کند
: بازهم برگه پر می کنم... قلم میزنم
به اینها چه می گویند؟؟؟؟ نوشته ، نثر، عادت، دلتنگی، احساس یا تو...
: زیبای من
نیازی به پاسخ نیست همین که بهانه ی نوشتنم شدی ... بس است
{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 11:01
+4
mehdy
mehdy
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 10:59
+4
ronak
ronak
دریـــغ نکنید ! بگـذاریــد واکــس بــزنــم

میخـــواهـم بــرق ِ آســمان را از کـفـش هــای ِ شمــا ، دنــبال کــنم !!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 00:39
+5
benyamin
benyamin
دلم میخواست یه روزی برام تعریف میکردی:
هرگز فراموش نشدن چه طعمی دارد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 00:12
+4
benyamin
benyamin
بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از این نیست که چرا اعمال خطایی انجام داده ایم...
بلکه از این است که چرا اعمال درستی را برای کسی که لیاقتش را نداشت انجام داده ایم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 00:09
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ