یافتن پست: #میخ

parnian
parnian
آقا مودم هاتون رو دو دیقه خاموش کنید بذارید به مناطق محروم سرعت برسه ... یه عکس میخوایم ببینیم به پیغمبر
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 23:42
+6
ebrahim
ebrahim
این ایرانسل انقدر بهم SMS داد فکر کردم عاشقمه میخواستم ولنتاین واسش کادو بگیرم ولی حالا که فهمیدم بیست و پنج درصد ارزونتر خودشو به دیگران فروخته ازش متنفر شدم !

ايـرانســل ِ لاشـــــي !!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 22:25
+14
poria
poria
تركه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوك می‌گفتن، رشتیا برای تركا جك میگن، نوبت تركه كه میشه،‌ تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به تركه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد كه نوبت میرسه به تركه، میگه: یه روز یه تركه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد تركه میگه: ‌ولی وقتی بلندش میكنن میبینن رشتی بوده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 20:23
poria
poria
[!] سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه میبینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی میگه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:44
+1
poria
poria
خانمها مثل رادیو هستند.....

هر چی میخوان میگن ولی هر چی بگی نمی شنوند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:24
+3
poria
poria
[!] میره پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.[!] میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از کلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.[!] به زنش میگه اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:40
+1
poria
poria
به [!] میخواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل میخوابه . بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمیداری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه آمد از گشنگی بمیرم؟؟؟!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:31
poria
poria
یه روز [!] میره میوه فروشی، یه خوشه انگور ورمیداره و میکنه تو دهنش و خالیش رو درمیاره. بهش میگن: بابا، انگور رو که اون جوری نمی‌خورن؛ انگور رو دونه دونه می خورن! میگه: نه بابا، اونی که دونه دونه میخورن، هندونه‌س
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:23
+2
poria
poria
یه روز یه [!] یه چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش؛ غولش در میاد و میگه: ‌دو تا آرزو بکن. مرده میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده. مرده یه کم میخوره؛ میگه: ‌به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:21
+4
poria
poria
[!] زنگ میزنه ۱۱۸، میگه: ببخشید شماره تلفن اصغر رو دارین؟! یارو میگه: نه. مرده میگه: پس من میخونم یادداشت کنین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:20
+4
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ