یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو خیابون با دوستم نشسته بودیم رو کاپوت یه بنزه ، بعد دختره اومد گفت : آقا ماشینتون خراب میشه ها ، کاپوتش فرو میره ! منم گفتم : نترس خانم یکی دیگه میخریم ؛ جایی میرید برسونیم ؟
بعد یه نگاه بهمون کرد در بنزو باز کرد گازشو گرفت رفت ! مام سینه خیز اومدیم تا خونه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:42
+1
saman
saman

شب اما برای من است،
وقتی فکر می‌کنم این وقتِ شب
مگر چند نفر بیدارند؟
و از میان آنانکه بیدارند،
مگر چند نفر به تو فکر می‌کنند؟
و از میان آنانکه که بیدارند و به تو فکر می‌کنند،
مگر چند نفر می‌توانند،
صبح فردا شماره‌ات را بگیرند،
و این شعر را برایت بخوانند؟


[لیلا کردبچه/ کلاغمرگی]




دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا دقت كرده بودین كه روی صفحه كلید كامپیوتر حرف "k"با شكل بزرگ نوشته شده؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خب معلومه دقت نكردین.چون الان دارین دقت می كنین!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:39
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو مدرسه ازم خواستند ضمایررو بگم..

کمی مکس کردم


سپس گفتم:
من...من...من.....
گفت پس بقیه:

اشک از گوشه چشمم چکید

گفتم همه رفتند

تنها
من ماندم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:37
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفتم بقالی ،می گم نوشابه بزرگ میخواستم.طرف میگه منظورت خانواده است دیگه؟ تا گفتم:پ...گفت پ ن پ و زهرمار بی شخصیت!چیه یاد گرفتیدشما هی میگید پ ن پ؟ گفتم میخواستم بگم پنیر هم میخواستم .بعد از کلی معذرت خواهی گفت:پنیر بسته ای ؟گفتم پ ن پ !متری بده !و فرار =)))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:33
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داشتم از جلوی دستشویی رد می شدم، یه دفعه دیدم بابام داره با مسواک من مسواک می زنه!وایسادم به جیغ و هوار و دعوااااااااابابام گفت: خوب حواسم نبود! بعد که داشت از دستشویی بیرون می رفت، برگشت گفت:حالا نری تلافی کنی با مسواک من مسواک بزنی ها!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:32
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.دقیقا همون کاری که ساپورت با شما میکنه...
ته ریش و پیرهن 4خونه ای که تا آرنـــــــج آستینشو میزنی بالا با ما میکنه !
نکن برادر من!
نکن بیـــــ شرفــــ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:31
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
ﺩﻓﺘﺮ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻌﺼﻮﻡ |:
ﺁ )*141*1#(
ﺳﻌﯿﺪ
ﻋﻠﯽ
ﻣﺰﺍﺣﻢ
ﻣﺰﺍﺣﻢ 1
ﻣﺰﺍﺣﻢ 2
ﻣﺸﮑﻮﮎ
ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ !
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺯﺩ |:
ﻣﯿﺲ ﮐﺎﻝ
ﺻﺎﺩﻕ
ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺗﮏ ﺯﺩ ﺯﻧﮕﺶ ﺯﺩﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩ !
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ( ﻋﺒﺎﺱ ﺁﻗﺎ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ! )
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:30
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه گوشیم که زنگ میخوره ، میزارم چندثانیه بگذره بعد جواب میدم
ایطوری فکرمیکنن ماهم کاروزندگی داریم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:27
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ