payam65
کاش می شد توی روزگارت.
توی بهار موندگارت.
میون این همه یارت.
من باشم دار و ندارت
payam65
شبی در کنج میخانه گرفتم تیغ بر دستم
بگفتم یا کریم الله تو فکر کردی که من مستم
تو از مستی چه میدانی تو فرعون را خدا کردی
تو شیرین را ز فرهادش جدا کردی
سپس آمدی بر روی زمین خود را خدا کردی
چه می دانی در خراسانت چه آتیشی بپا کردی
خداوندا اگر روزی بشر گردی زحالم باخبر گردی
پشیمان شوی از کرده خویش که مرا انسان بپا کردی
علـــــــــــــــــی
چیـزی نمیـخـوآهَم جـز . . .
یـکــ اتــآقِ تـآریک
یـکـ مـوسیقـے بے کَلآم
یـکـ فنجـآن قهـوه بـهـ تَلخـی ِ زهـر !
وَ خـوآبـے بـه آرآمـے یـکــ مـَرگ هَمیشـگـے . . . !
saeed
به به .. دیگه به این میگن ته دیگ مشتی
دوست داری؟
علـــــــــــــــــی
. میری خودکار بیک میخری ۱۰۰ تومن . . .
. . . ولی لاک غلط گیر ۸۰۰ تومن . . .
. . . توی این دنیا حتی اگه روی کاغذم اشتباه کنی برات گرون تموم میشه . . .
saeed
:..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :... .. .:
.-:::... -::. . .::-..:-.. : ..: .
کاش کور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!...
mitra
گذشت آن زمانی که فاصله معنی نداشت ، آن زمانی که احساس اهمیت داشت ... در این زمانه حتی یک قدم هم فاصله بگیری ... جایت را با دیگری پُر میکنند، احساس ... سیری چند!؟؟