یافتن پست: #می

مهسا
مهسا
داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز ...
راحت باش ...
تا دلت میخواهد خطا کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:37
+3
ronak
ronak
اگر مادرم میدانست معنی رها شدن چیست؟
و تاریکی یعنی چه؟
تیر رها شده در تاریکی نبودم…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:37
+3
مهسا
مهسا
دیروز

برای رسیدن به تو

از خود می گذشتم

و امروز...

برای رفتن تو

در خود می شکنم!

خدایا

فردا را به تو می سپارم

که نه قلبی برای شکستن دارم

و نه امیدی به رسیدن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:35
+4
ronak
ronak
تو که میدانستی با چه اشتیاقی…
خودم را قسمت میکنم
پس چرا …
زودتر از تکه تکه شدنم…
جوابم نکردی…
برای خداحافظی …
خیلی دیر بود…خیلی دیر !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:35
+4
مهسا
مهسا
انگار قرار نیست با تو بی حساب شوم

سالهاست که رفته ای

اما...

هنوز هم اشکهایم

دارند حساب دیدنت را

با چشم هایم صاف می کنند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:33
+4
ronak
ronak
گریه” تر “میکنه
باید مهربان “تر” میشدی
گناه نامهربانیت به گردن گریه نینداز
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:33
+4
ronak
ronak
باران همیشه می بارد
اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.
نامردیست آن همه اشک را
به یک چشمک فروختن!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:33
+4
zahra
zahra
ابرهای خاکستری آسمان دلم

خوب می بارند

چه بد.......!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:33
+4
sasan pool
sasan pool
با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه میدانمت
" خوبترین حادثه می دانی ام "
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:31
+3
ronak
ronak
اینجا جایی ست که
حرمت نان از قلب بیشتر ست
آنرا می بوسند این را میشکنند!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:30
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ