یافتن پست: #می

ronak
ronak
تو را چه به فرهاد ؟ یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی !

تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار من باورتـــــــ می کنم...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 17:08
+7
ronak
ronak
همه می خواهند جای تو را بگیرند ،
بی انکه بدانند
تو هم دیگر جایی نداری...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 17:07
+7
ronak
ronak
این روزها زیادی ساکت شده ام ،

نمی دانم چرا حرفهایم، به جای گلو

از چشمهایم بیرون...........می آیند............!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 17:01
+8
ebrahim
ebrahim
بچه ها کی پایس یه میتینگ بزاریم؟؟؟
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:59
+6
مهسا
مهسا
سخت است

میدانی؟

این همه دل در دنیا هست

که هیچ کدام برایم

تنگ نمیشود!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:56
+7
zahra
zahra
خواب بودم

بالشی نرم درآغوشم گذاشتی و رفتی ...
برای جبران نبودنت
برای اینکه بی خواب نشوم بی تو
و ندانستی که یک نگاهت به صدآغوش می ارزید
بیدار شدم و در پی نگاهت....
آغوشم پربود و چشمانم خشکیده به در....
مهربانی هایت با دلم سازگار نیست...!
برگرد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:54
+7
مهسا
مهسا
عمری گذشت تا باورمان شد ...

آنچه را که باد می برد ما بودیم

نه خاطرات ما ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:53
+6
ronak
ronak
آینه هایم شوم شدند

کی می شود عکس تو را در آینه ام ببینم؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:50
+6
مهسا
مهسا
اونایی که عاشق نمیشن در کل آدمای فهمیده تری هستن . چون می دونن که اين روزها به هر كي "بال و پر" بدی، "دم" در مياره
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:49
+6
مهسا
مهسا
گـــاهی بـاید به دور خـود یک دیــوار تنهایی کشید
نـه بـرای اینکه دیگران را از خـودت دور کنی
بلکـه بـرای اینکه ببینی
بــرای چه کســـانی اهمیت داری
کــه این دیوار را بشکنند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:48
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ