رضا
چشمهایت سیراب سراب و نگاهم، تاول زده از تابش تشنگی برویم دعای باران بخوانیم . تو با دل من من با دل تو باور کن با لبخند چترهایمان بر می گردیم
payam
سوال مهم یک لر: من هنوز نفهمیده ام وقتی میکن به افتخارش دست یزنید دقیقا باید به کجای طرف دست بزنیم
Mohammad Mahdi
ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ دختر :بله ،شما؟ ناشناس : من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم !! شماره ناشناس بعدی : ناشناس : دوست پسر داری؟ دختر : نه نه اصلا ناشناس : من دوست پسرتم ... واقعا که ... دختر : عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! ناشناس : خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو....!
Mohammad Mahdi
خدایا بخاطر تما چیزهاییکه دادی و ندادی -دادی پس گرفتی -ندادی بعدا دادی -ندادی بعدا میخوای بدی -دادی بعدا میخوای پس بگیری-- پس گرفتی دوباره دادی -اگه بدی پس میگیری -پس گرفتی بعدا میخوای بدی - نداده بودی فکر کردی دادی شکر ( دعای هموطنان لر)
رضا
خیال دلکش پرواز در طراوت ابر به خواب می ماند. پرنده در قفس خویش خواب می بیند. پرنده در قفس خویش به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد . پرنده می داند که باد بی نفس است و باغ تصویری است . پرنده در قفس خویش خواب می بیند .
رضا
میان ابرها سیر میکنم هر کدام را به شکلی میبینم که دوست دارم میگردم و دلخواهم را پیدا میکنم میان آدمها اما کاری از دست من ساخته نیست خودشان شکل عوض میکنند بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت مــرا بـبـخـش …
مرسی الهه جونم
1390/11/8 - 13:19خواهش زهرا جون
1390/11/8 - 13:28