رضا
گفتی بمان می خواستم... اما نمی شد گفتی بخند بغز گلویم وا نمی شد گفتم که می ترسم من از سحر نگاهت گفتی نترس ای خوب من... اما نمی شد می خواستم ناگفته هایم را بگویم یا بغز می آمد سراغم... یا نمی شد. گفتی که تا فردا خدا حافظ ولی آه... آن شب نمی دانم چرا فردا نمی شد..
حمید
میگم دخترا آدم فروشن نگید نه!
رضا
من بهارم تو زمين من زمينم تو درخت من درختم تو بهار ناز انگشتای بارون تو باغم میكنه ميون جنگلا تاقم میكنه تو بزرگي مث شب اگه مهتاب باشه يا نه تو بزرگي مث شب خود مهتابي تو اصلا، خود مهتابي تو تازه، وقتي بره مهتاب و هنوز شب تنها بايد راه دوري رو بره تا دم دروازهي روزـ مث شب گود و بزرگي مث شب تازه، روزم كه بياد تو تميزي مث شبنم مث صبح تو مث مخمل ابري مث بوي علفي مث اون ململ مه نازكي: اون ململ مه كه رو عطر علفا، مثل بلاتكليفی هاج و واج مونده مردد ميون موندن و رفتن ميون مرگ و حيات مث برفايی تو تازه آبم كه بشن برفا و عريون بشه كوه مث اون قلهی مغرور بلندی كه به ابراي سياهي و به بادای بدی میخندی…
Mohammad Mahdi
ای خدا hard دلم فرمت مکن *فـیلد مـا را خالی از برکت مـکن*آپشن غـم را خـدایا on مـکـن*فایل اشکم را خدایا run مکن*delete کـن شاخه هـای غصه را *سـردی و افـسـردگـی را، هـر سـه را*jumper شـادی بیا تا set کنیم*سیستم انـدوه را reset کنیم*نـام تـو password درهـای بهشت*آدرس e-mail سایت سرنوشت*ای خــدا روز ازل code داشــتـی*موس بود اما مگر pad داشتی*که چـنیـن طـرح تــری دی مــی زدی *طرح خود بر روی cd می زدی*تـا نـیفـتد bug در انـدیشـه مــان*تـا کـه ویـروسـی نگـردد ریشـه مـان*ای خــدا از بـهــر مــا ایـمـن فـرسـت*بهـر دلـهای پـر آتـش fan فرست*ای خــدا حــرف دلـــم بـا کـی زنــم*help می خـواهم که F1 می زنم
sara
گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی ؛ وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی !
HADI
كنــــار تـــــو در بــــاران قدم میزنمــــــــــــــــــــــــــــــــ ، چتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر بــــراى چــه؟خیــــــــــــــــــــــــــال كـــه خیس نمیشـــود.
امیرحسین
کنارش یه آسانسور هم میذاشتید بد نبود ها...
امیرحسین
اتو مو به روش دانشجویی...