یافتن پست: #می

Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
پزشکان اصطلاحاتی دارند
که ما نمی فهمیم
ما دردهای داریم که آنها نمی فهمند
نفهمی بد دردی است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:54
+2
gamer
gamer
یکی میپرسد اندوه تو از چیست ؟سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟
برایش صادقانه مینوسیم برای آنکه باید باشد و نیست ....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:53
+1
ronak
ronak
به غضنفر میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:50
+7
sasan pool
sasan pool
وفای شمع را نازم که بعد از سوختن به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد نه چون انسان که بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:50
+1
gamer
gamer
به [!] میگن : تولدت کِیه ؟ میگه : ۵ آذر ، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:47
sasan pool
sasan pool
یار با ما بی‌وفایی می‌کند بی‌گناه از من جدایی می‌کند شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا جای دیگر روشنایی می‌کند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:47
sasan pool
sasan pool
تو که رفتی پریشون شد خیالم / همه گفتند که من دیوانه حالم نمیدانند که این دیوانه در فکر شفا نیست / که هرچی باشه اما بی وفا نیست . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * این دقیقا حال من هستش.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:44
sasan pool
sasan pool
مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد . . . ؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * {-6-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:43
gamer
gamer
[!] بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ [!] گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:38
+2
رضا
رضا
باد موهايش را به بازی می گيرد و من چشم بر هم می نهم وهمبازی باد می شوم: گلوله ای نخ در مشت می دوم پای برهنه در پی بادبادکی که چرخ می خورد در بلند آبی آسمان. دل می سپارم به رقص موزون بادبادک ها و اوج می گیرم همراهشان تا بيکران لاجوردی آسمان. در پس کوچه ای نگاهش راه نگاهم می بندد. می نگرد, سادگيم را, پاهای برهنه ام را و چشمانم را که چه آسان هم رقص پرواز بادبادک ها می شود. باد می آید و در ميان پيچ و تاب موهايش ره گم می کند. ره گم کرده سرانگشتان نوازشگر باد بادبادکم را از بندش می رهانند... لبخندی بر گوشه لبانش می شکفد و شکوفه ای در دلم جوانه می زند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 12:37
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ