عاشقی های مرا باور نکرد/عاقبت بر عشق من خندید و رفت
اشک در چشمان سردم حلقه زد/بی مروت گریه م را دید و رفت
برای من گریه نکن
آمده ام که با تو بگویم٬بعد از همه ی آنچه کردم بر تو عشق تو نیازمندم ولی تو حرف مرا باور نخواهی کرد آنچه خواهی دید دختریست که او را زمانی میشناخته ای ولی من مجبور بودم چیزهایی را تجربه کنم ٬مجبور بودم اینگونه باشم به همین دلیل آزادی را انتخاب کردم و تازگی را تجربه کردم ولی هیچ چیز برایم جالب نبود البته انتظاری جز این نداشتم٬برای من گریه نکن واقعیت این است که من هرگز تورا ترک نکرده ام همه جا با تو بودم و بر قول خود وفا کردم برای همین است که از تو میخواهم از من فاصله نگیری ٬برای من گریه نکن حقیقت این است که من هر گز تورا ترک نکرده م و همه جا به یاد تو بودم چیز زیاد دیگری ندارم که بگویم فقط میخواهم به چشمای من نگاه کنی و ببینی که هر لحظه میخواهد فریاد بزند
چقدر سخته پس از پشت سر گذاشتن کلی خاطره ی قشنگ با بی اعتنایی و بی تفاوتی بهت بگه : هر جور راحتی کسی مجبورت نکرده بمونی !
ز چشمت اگر چه دورم هنوز....
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز اگر غصه بارید از ماه و سال....
به یاد گذشته صبورم هنوز شکستند اگر قاب یاد مرا.....
دل شیشه دارم بلورم هنوز سفر چاره دردهایم نشد.....
پر از فکر راه عبورم هنوز ستاره شدن کار سختی نیست....
گرشتم ولی غرق نورم هنوز پر از خاطرات قشنگ توام.....
پر از یاد و شوق و مرورم هنوز ترا گم نکردم خودت گم شدی......
من شیفته با تو جورم هنوز اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....
در این عرصه مردی جسورم هنوز