زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هر چه گویند جای هیچ اکراه نیست بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است
میدونی چرا وقتی لب کسی رو که دوســــــش دارشی میبوسی چشــــات بسته میشه ؟ چون زیبـــــــاترین لحظه ی عمر آدم دیدنی نیستـــــــ ؛ باید احســـــــــــــــــــاسش کنــــــی
وقتی تو نیستی... غریبانه زیستن کار من است وقتی تو نیستی... " واژه ها هم خساست می کنند نه دلبری " کم آورده ام! غریبی را بر این دو خط واژه " دوستت دارم " حک کن! بی هوا نوشتم، به هوای کسی...
nice
1392/05/4 - 00:43