یافتن پست: #نیست

zahra
zahra
شوهر برگزیده ی جهان
13 دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 21:48
+10
ali rad
ali rad
این عصرهای پائیزی؛ عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهد...! گـوئـی تـو اتـفاق می افـتی، و مـن دچـار می شـوم... تـمام "من" دارد "تـو" می شود
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 21:06
+3
ali rad
ali rad
گاهی باران هم دغدغه اش باغچه نیست گاهی از غصه تنها شدنش می بارد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 21:04
+2
ali rad
ali rad
تو برو پیچک من فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ، روی پیشانی من چیزی نیست ، غیریک قصه پر از بی کسی و تنهایی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 21:03
+3
mina_z
mina_z
تفریح سالم پسرا: تو یه جمع پسرونه ناگهان موبایل یکی زنگ میخوره بقیه آماده میشن تا هر شیرین کاریو که بلدن بکنن! یکی صدای دختر در میاره یکی میگه سیگارا دست توئه؟ ... ... ... ... و غیره که گفتنی نیست اون یارو هم که با تلفن حرف میزنه قرمز میشه بقیه میخندن و این میشه تفریح سالم....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 18:01
+5
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
شنا بلد نیستم طرف هولم داده تو آب دارم غرق میشم و دست و پا میزنم. می پرسه یعنی شنا بلد نیستی؟ می گم: پـَـــ نــه پـَـــ ! با آب شوخی دارم، داره قلقلکم میده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/4 - 02:24
+4
sasan pool
sasan pool
این آهنگ داستان حال و روز من هست.واقعا به شاعرش تبریک میگم.از وقتی که شنیدم همینجوری دارم گریه میکنم.و حسرت می خورم.این سایت فایل صوتیشو قبول نمی کنه.نمیدونم چرا ولی متن شعرش در دید گاه براتون میزارم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 23:02
+5
رضا
رضا
شاید آن روز که عاشق بودم، آسمان دلم آبی تر بود

ساده تر بود برایم پرواز...

ساده تر بود برایم آواز...

شاید آن روز به اندازه ی عاشق شدنم

وسعت آبی دنیای پس پنجره ها، آینه ها

اندکی قابل سنجیدن بود..

دست های پر از احساس وتماشایی گل، خواهشی در طلب چیدن و بخشیدن بود.

ولی افسوس از آن عشق و هوا

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر!؟

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر.........!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 17:19
sasan pool
sasan pool
سلام حضرات آیات خوب هستین.دیگه ترم من تموم شد.از 11 واحد درسی که من داشتم 3 واحد حذف کردم 3 واحد میفتم.و 5 واحد هم پاس کردم.در مجموع شد 73 واحد.تا ترم 12 وقت زیاد غمی نیست.به پایان آمد این ترم هم /حکایت همچنان باقی است.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:06
mina_z
mina_z
ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه... به دریا شکوه بردم از شب دشت، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت، به هر موجی که می گفتم غم خویش؛ سری میزد به سنگ و باز می گشت .! .پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 18:01
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ