یافتن پست: #نیست

امیرحسین
امیرحسین
امروز حراست دانشگاه بازم بهم گیر داد . . . . ... . . . . . . . از جملات جدید خود داف پندارانه بعضی از دخترا
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:40
+5
ronak
ronak
از تنهایی گریزی نیست... میگذارم آغوشم برای همیشه یخ بزند! نمیخواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور گردن آدم برفی احساسم بگذارد...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:18
+6
امیرحسین
امیرحسین
آخه یکی نیست بگه.. تو که قناری نبودی خودم رنگت کردم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 18:57
+3
رضا
رضا
عکس چشمات پیشه رومه ، بغض عشقت تو گلومه صورتم از گریه خیسه ، دیگه کار من تمومه همه جا صدای جیغه ، چیزی نیست خوابی عمیقه روی دستای غریبم جای بوسه های تیغه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 16:56
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
مهم نیست چه مدرکى دارید
مهم این است که چه درکى دارید . . . !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 02:09
+7
gamer
gamer
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت : - می خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید : - نام دختر چیست ؟ مرد جوان گفت : - نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید و گفت : - من متاسفم به جهت این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت : - مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او خواهر توست ! و نباید به تو بگویم . مادرش لبخند زد و گفت : - نگران نباش پسرم . تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی . چون تو پسر او نیستی . . . !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:58
+3
zahra
zahra
مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟ احمد: سه تا! مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟ احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:25
+9
مهسا
مهسا
من به دنبال کسی می گردم که نگاهش آبی ست و به دل داغ شقایق دارد شوریده دلان را غم آشفته دلان نیست ای همسفران باری اگر هست ببندید کاین جا اقامتگه ما رهگذران نیست!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:52
+7
مهسا
مهسا
بی تفاوت مگذر ... بی تو هیچم به خدا ... قدر این سینه ی پرمهر بدان ... در دل خسته بمان ... این نفس ها به خدا ارزان نیست ... بر نمی گردد هیچ ... شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا ... آه ... شاید نبینی دگرم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:49
+7
مهسا
مهسا
حتی به مرگـــــ هم امیدی نیستـــــ می‌دانــــــم سنــــــگ قبر من از خودم، تنهاتــــــر خواهد بود..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ