یافتن پست: #ها

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

خواستم با تو باشم نخواستی ، خواستم مونس و یارت باشم نخواستی ، خواستم برای همیشه در کنارت باشم نخواستی ، خواستم هم گام و هم نفس روزهای تنهایی ات باشم نخواستی ، خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی ، خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت کنم باز هم نخواستی و نخواستی ، هیچ کدام را نخواستی و نخواستی .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:59
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت تنهاییم را حس نکرد ، در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد ، در هجوم لحظه های بی کسی ، درد بی کس ماندنم را حس نکرد ، آن که با آغاز من مانوس بود ، لحظه پایانیم را حس نکرد .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:56
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

وقتی کسی را دوست داری او را زندان خواسته هایت نکن بلکه سعی کن او را از زندان خواسته هایش آزاد کنی .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:51
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

می دانم ، می دانم که با باد و پنجره هیچ پیوندی نداری و به همه قاصدک های خودروی من که خانه ات را خوب می دانند ، فقط و فقط فوت می کنی ، چون که من می شناسمشان ، برایشان علامت گذاشته ام و هرگاه در اتفاق زمان میابمشان ، بی صدای بی صدایند .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:39
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

برای تو از تمام گل های سرخ هستیم چیدم و دست هایم از خارهای وحشی زخمیت ، و تو باز هم می گویی کم است .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست
که پرنده پرنده
اوج می‌گیرد؛
و عشق
با رنگ آسمان
جاری می‌شود در چشم‌هایم
از تو...
دست‌هایت را دور من حلقه کن!
جایی پشت همین خیال‌های سبز
نفس‌هایت را
می‌شنوم،
خیره در عسلی چشمانت
"دوستت دارم" را
زمزمه می‌کنم
و در هرم آغوش امن تو آرام می‌گیرم
با بوسه‌هایت
دوباره و دوباره و دوباره
آرام

و این‌چنین لبریزم از تو...
کنارم بنشین
دست‌های سردم را بگیر
و خورشیدی‌ات را بتابان بر من!
گرم
مهربان
همیشگی
.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:25
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دنیایم لبریز از رویای مرتفع توست
که پرنده پرنده
اوج می‌گیرد؛
و عشق
با رنگ آسمان
جاری می‌شود در چشم‌هایم
از تو...
دست‌هایت را دور من حلقه کن!
جایی پشت همین خیال‌های سبز
نفس‌هایت را
می‌شنوم،
خیره در عسلی چشمانت
"دوستت دارم" را
زمزمه می‌کنم
و در هرم آغوش امن تو آرام می‌گیرم
با بوسه‌هایت
دوباره و دوباره و دوباره
آرام

و این‌چنین لبریزم از تو...
کنارم بنشین
دست‌های سردم را بگیر
و خورشیدی‌ات را بتابان بر من!
گرم
مهربان
همیشگی
.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:21
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در من تنیده
راز خیال‌های مبهم تو
آنجا که حلزون‌های لزج
لابلای برگ‌هایم می‌لولند آرام...!
منتظر ماندم
دست‌هایت را باز کنی
صدایم بزنی
انگشت‌هایت را بلغزانی بر ساقه‌هایم؛
حلزون‌ها را برداری و به کوچه بسپاری
منتظر ماندم
پر از هیاهوی تکرار ساعت
پر از دشنام عشق
پر از ترس
اضطراب
دلتنگی
درد
راستش را بگو
پشت پرچین باغ چه کسی داری سیب می‌خوری؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:20
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
فراموش نشدنی ترین تجربه ها برای اندرز ، آنهایست که اندوهی فراوان برای بدست آوردنشان کشیده ایم . حکیم ارد بزرگ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:18
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من به خدا که ازخداغیرخدانمی خواهم

درددلم دوا بودازتودوا نمی خواهم

ساکن خلوت دلم بردرگل چرا روم

شاه جهان جان منم نان چوگدا نمی خواهم

برسردارعشق اوتا که قدم نهاده ام

دیرفنا گذاشتم داربقا نمی خواهم

روضه تراوحورهم نارتراونورهم

من به خداکه راضیم جزکه رضا نمی خواهم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 18:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ