یافتن پست: #ها

ADONIS AVOCAT
ADONIS AVOCAT
ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ!
ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !

ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعتﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ..

ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ

ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ

ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !

بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟

{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چرا شماها اصن درك ندارین ...؟!
من لایك آورِ یه خانواده ام ...
اونوَخ هى شماها این لایكاتونو از من دریغ میكنین ...؟!
هیچ میفهمین چشم به لایكى ینى چى ...؟!
اصن میدونین شبا سرِ بى لایك به بالین گذاشتن، چه حالى داره ...!؟
:)):)):))
valaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:46
+5
ADONIS AVOCAT
ADONIS AVOCAT
در CARLO

آیا میدانستید تعداد زوج یا فرد بودن آدمهای کره ی زمین به من بستگی داره ؟

بعله....! یه همچین آدم مهمی هستم من !خلاصه گفتم حواستون باشه{-7-}{-2-}

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:45
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺳﺎﻝ 68 ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﻫﺎﻳﺪﻩ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻥ
.
.
.
.
ﺳﺎﻝ 86 ﻓﺎﺿﻞ ﻟﻨﮑﺮﺍﻧﻲ ﻭ ﻣﻬﺴﺘﻲ
.
.

..

.
.
.

..
.
.
.
.
.
.
ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺟﻨﺘﻲ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻴﺪ !!...



ﺟﻮﻥ ﺣﻤﻴﺮﺍ ﺩﺭ ﺧﻄﺮﻩ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مهتاب که بود تو هم بودی
در سرسرای رویاهام
رویاهای مهتابی
انگار خود مهتاب بودی
اکنون که رویاها ابری شدن
آسمان دلم بارانی
باور کردم نبودت را
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقـــدر سنگین كام می گیری ..!

گم كردن خاطراتی كه پی اش میگردی تقصیر ریه های تو نیست !

دود كن كسانی كه باعث سنگینی كام سیگارت شده اند...

آنها لیاقت آن خاطرات را ندارند ..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سرِ میزِ ناهار بابام با خنده به مادرم گفت :
اگه من برم زن بگیرم ، تو چیكار میكنى!!!!!!!!
مادرم هم خیلى جدى برگشت به بابام گفت :
هیچى خودت و بچه هارو ،
همتونو باهم یه جا پاره میكنم ؟؟؟؟؟؟
بعد یهو غذا رو از رو میز برداشتُ گفت :حیف من كه تو این خونه دارم زحمتِ توِ و این بچه هاىِ بیشعورتُ میكشم !!!كوفت بخورید !!!!!اصلاً پاشید برید گُمشید ببینم !!!!از ناهار خبرى نیست ؟همتون برید بمیرید ؟؟
آخه مرض داری بابا این چه حرفیه آخه میزنی
الان من گشنه وتشنه از تو حیاط دارم براتون پست میزارم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عد از مدت ها دیدمش!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن…
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم…
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت! دستای من تغییر نکرده…
دستات به دستای اون عادت کرده…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:18
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
داداشم داشت از باغچه پر گلمون عکس میگرفت ، توجه کنید فقط از گل ها عکس میگرفت
گفت یک . . . دو . . . سه
فک و فامیله داریم ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:10
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
چه کسی می گوید حمل سلاح جرم است..؟!!
کسی را می شناسم در این حوالی..

چشم هایش، سلاح سردی است..

که آزادانه حملشان می کند…..!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 16:00
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ