یافتن پست: #ها

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
از مربي بدنسازي پرسيدم: با كدوم دستگاه بيشتر كار كنم تا دخترها عاشق هيکلم بشن؟ مربي گفت: از دستگاه خودپرداز بيرون سالن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:29
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
رانندگی در کشور های مختلف شیکاگو: یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره نیویورک: یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق بوستون: یک دست روی فرمان، روزنامه در دست دیگر، پا محکم بر روی پدال گاز اوهیو: هر دو دست بر روی فرمان، هر دو پا روی پدال ترمز، قرار گرفتن در تیر رس تروریست ها کالیفورنیا: هر دو دست روی هوا، قیافه گرفتن، هر دو پا روی پدال گاز، صورت چرخیده و مشغول صحبت با کسی که روی صندلی عقب نشسته به ایران خوش آمدید: یک دست روی بوق، با دست دیگر مشغول دست دادن، یک گوش به موبایل، گوش دیگر مشغول شنیدن موزیک با صدای بلند، پا بر روی پدال گاز، چشمها به خانمهای کنار خیابان دوخته شده، صحبت با شخص دیگری که در ماشین بغل او در حرکت است.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:29
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
شمع های ماشینم سوخته، رفتم تعمیرگاه... می پرسه عوضشون کنم؟ پـَـ نه پَــ، فوتشون کن تا صد سال زنده باشی!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:21
+8
رضا
رضا
تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم فـرمـول وار ؛ مـرتـب و بـی نـقـص … و تــو بـا یـک اشـاره هـمـه چـیـز را در هـم می ریــزی … در شرح حال گل بنویسید خار را بر هم زنید : خوب و بد روزگار را .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:17
+6
elahe
elahe
خـــــــــــودم را با تــــــــــــــو طناب پیچ می کنم, و دهـــــــــــــانم را با داغیه لبـــــــــــهایت می بندم ... عاشـــــــــــــقانه ترین گــــــــــروگان گیری تاریخ را به نـــــــــــام ما ثبت خــــــــواهند کرد...!!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:15
+7
zahra
zahra
نصفه شب از خواب پریدم ..... یه " هزار پا " داشت روی سینم به صورت کاملا پریودیک با فرکانس ثابتی حرکت میکرد ، من و میگی .....!!!! بلللللللند شدم رو هوا با یه حرکت فیلیپینی همینجور که داشتم دور خودم می پیچیدمو به لباسام چنگ مینداختم در اتاقو وا کردم پریدم تو هال ، ( یعنی تو اون لحظه اگه لینچان و جت لی و جکی چان با هم میریختن سرم ، ازم کتک میخوردن ، اصن کنترلمو کاملا از دست داده بودم ) . یه هاله ی ضعیفی از نور تو یه قسمتی از هال افتاده بود ، مثه یوز پلنگ خودمو رسوندم اونجا دیدم یه چیزی چسبیده به شلوارم ، مارو میگییییییی؟؟؟ با تمام قدرت با کف دست با پشت دست با مشت با آرنج همینجوری داشتم میکوبیدم به پام ، حالا منه بد بخت هم دستم درد گرفته بود هم پام ، ازون طرفم داشتم زهره ترک میشدم ، فکر میکردم این پاهاش گیر کرده تو شلوارم واسه همین کنده نمیشه ، آقا دورخیز کردم با پا رفتم تو دیوار تا له بشه ، دو سه تا غلتم روی زمین زدم تا کاملا پرس بشه ، یعنی حرکاتی کردم که یه گونگ فو کار حرفه ای از انجامش عاجزه ، بعد از اینکه خودمو آش و لاش کردمو دهن دستو پام سرویس شد پریدم چراغو روشن کردم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:14
+9
رضا
رضا
چشمهایت سیراب سراب و نگاهم، تاول زده از تابش تشنگی برویم دعای باران بخوانیم ‍. تو با دل من من با دل تو باور کن با لبخند چترهایمان بر می گردیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:12
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
طرح شناسایی و جمع آوری خانه های مجردی در راستای افزایش امنیت اجتماعی - دیلینگ دیلینگ - کیه؟ - منم منم مادرتــون - دروغ نگو مادر ما شهرستانه - مجردن ... بگیرینشون !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:08
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
به امریکاییها میگن چرا از جنگ با ایران می ترسید؟ میگن اینا یه فهمیده داشتن باسر رفت زیر تانک؛ وای به حال نفهماشون!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:06
+2
payam
payam
سوال مهم یک لر: من هنوز نفهمیده ام وقتی میکن به افتخارش دست یزنید دقیقا باید به کجای طرف دست بزنیم
10 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 13:06
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ