یافتن پست: #ها

mohsen
mohsen
کی ازین بلا ها سرش اومده ؟ دستا بالا ....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:59
+3
ali
ali
از ماضی ها و مضارع ها خسته ام / دلم حال ساده ی با تو بودن را می خواهد. ………………………………….
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:52
+7
zahra
zahra
گاهی باید یک نفر دست به صورتت بزند و نقاب خنده ات را بیندازد .... آن وقت در آغوشت بگیرد ، یک دل سیر گریه کنی ... گریه ات که تمام شد ، در گوشت زمزمه کند : دیوونه من باهاتم ، دیگه هیچوقت گریه نکن ...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:51
+9
zahra
zahra
حکایت ما آدم ها ........ حکایت کفشاییه که ....... اگه جفت
نباشند ...... هر کدومشون ........هر چقدر شیک باشند ........
هر چقدر هم نو باشند تا همیشه ...... لنگه به لنگه اند .............
......... کاش ....... خدا وقتی ادم ها رو می آفرید ........
جفت هر کس رو باهاش می افرید ........ تا این همه آدمای
لنگه به لنگه زیر این سقف ها .......
به اجبار خودشون رو جفت نشون نمی دادند ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:42
+11
رضا
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:14
+7
ALI SHABAN
ALI SHABAN
چو گرمای تن مردان و زنان کهن به آسمان پر کشید با یاد خویش اندیشه هواخواهان خود را گرما دهند . حکیم ارد بزرگ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 20:38
+7
ALI SHABAN
ALI SHABAN
آموخته ام اگر کسی یادم نکرد یادش کنم ، شاید او تنهاتر از من باشد !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 20:35
+9
gha3m
gha3m
دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوب بود يه سكه ميندازم پائين .. شب ميشه . دختره يه سكه ميندازه پائين . ولي هر چقدر صبر ميكنه مي بينه پسره نمياد بالا سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟ پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم . دختره ميگه :بيا بالا . بهش كش بسته بودم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 19:51
+5
gha3m
gha3m
اگه نفر قبلیت بمیره چی کار می کنی؟ فقط مونده همينو بگيم والا بقرآن !!!!! ۱_خوشحال میشم ... ۲_خدا رو شکر ۳_ناراحت میشم ۴_به من چه می خواست نمیره ... ... ... ... ... ۵_چه بد ازش طلب داشتم ۶_انقدر ازش بدم میومد همون به[!] مرد ۷_خدا نکنه اون عشقمه میزدم بیان ببرنش ۹_منم می میرم ۱۰_اصلا"مهم نیست ۱۱_از ناراحتی میرم یه پاکت سیگار میکشم ۱۲_ولش کن حالا شام چی میدن ۱۳_مرگ حق است خدا بیامرزش ۱۴_غلط کرده مرده من لباس مشکی ندارم ۱۵_حالا نمی شد فردابمیره من الان تو فیس بوکم ۱۶_وای خدای من چقدر بد شد ۱۷_به ممل سکته میگم بره دفنش کنه ۱۸_دیدی چی شد ۱۹_به admin میگم از گروه بندازش بیرون ۲۰_خوب شد مرد وگرنه خودم می کشتمش ۲۱_واسش فاتحه می خوندم ۲۲_انقدر گریه می کردم تا بمیرم ۲۳_حیف شد ادم خوبی بود ۲۴_از دستش راحت شدم ۲۵_این که من میشناسم هفت تا جون داره تا مارو نکشه نمی میره ۲۶_از خوشحالی جشن می گیرم ۲۷_ای بابا تکراری شد دیگه ۲۸_تا صبح لایک میفرستم ۲۹_باورم نمی شه ۳۰ _فرار میکنم ۳۱_تسلیت میگم ۳۲_از ترس سکته می کنم ۳۳_از خدا واسش طلب امرزش میکنم ۳۴_سکوت میکنم از خودم شروع کنین
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 19:50
+3
gha3m
gha3m
یک بازاریابِ جارو برقی درِ خانه‌ای رفته، خانومی در را میگشاید، قبل از آنکه خانوم حرفی‌ بزند بازاریاب وارد خانه شده و یک کیسه کود گاوی روی فرش خالی‌ می‌کند بازاریاب میگوید: اگر من قادر به تمیز کردن اینها با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که تمام این گ...ها را بخورم!! خانوم: سس سفید می‌خوای یا قرمز؟ ... بازار یاب چرا؟ خانوم: چند وقت برق خونمون قطعه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 19:50
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ