♥ نگار ♥
خدا گفت بینمتـــــــ. . .
گونه هایت خیس اســـتـــــ . . .
باز با این رفیق نابابـــــتـــــــــ . . نامش چه بود؟
هان! باران. . .
باز با "باران " قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر می كنــــــد!!!
maryam
زیر بارون راه برو ! نترس از خیس شدن !.............
♥ نگار ♥
دفتر خاطراتم را سفید میگذارم..... تنهایی که نوشتن ندارد.... درد دارد....!!!
maryam
از بعضی از آدمها تنها خاطره می ماند ! از بعضی های دیگر هم هیچ ! خاطره ساختن لیاقت می خواهد !
be to che???!!
سلااااااااااااااااااااااااااااممممممممممم
♥ نگار ♥
الان داشتم با خودم فکر میکردم کاش 100 سال پیش به دنیا میومدم...
اونم تو دهات !
اونوقت به جای پست گذاشتن و گشتن تو اینترنت و اس ام اس بازی و این حرفا
الان تو چمن های سرسبز کنار رودخونه دراز کشیده بودمو
به پسر کدخدا فکر میکردم ^__^
هـــعی خدا !
مرحبا...
1393/03/4 - 20:16

1393/03/4 - 20:17