fereshte
من مانند همسنو سالای خودم نیسم ک هرروز ی آرزو دارن واسه آینده من تنها ی آرزو دارم و الان اینه ک شبی بخوابمو دیگه بلن نشم تا نبینم..تا نشکنم...تا هرروز چندین بار نمیرم...
fereshte
اگه میبینی هوز تنهام بخاطر عشق تو نیست! من فقط میترسم همه مثل تو باشن!
fereshte
همیشه نمیشود زد به بیخیالی و گفت: تنها آمده ام تنها میروم... یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای کم می آوری دل وا موندت یکیو میخواد....
fereshte
باخودم اتمام حجت میکنم ...که دیگر نه اشکاز چشمانم فرود آید... و نه نگاه هایم حیس آب شوند... اما صح که بلند میشوم.... میبینم که بالشم خیسه خیس است!!!
fereshte
زندگی انگار تمام صبرش را بخشیده است به من!! هرچه من صبوری میکنم او با بی صبری تمام هول میزند برای ضربه بعد....! کمی خستگی در کن لعنتی... خیالت راحت!!... خستگی من به این زودی ها در نمیشود...
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم : من یه زمانی جزء اقلیت های هندی بودم !
آخه یه گاوی رو به عنوان عشق می پرستیدم
♥ نگار ♥
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻫﺮﮐﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﻣﻨﺘﺎ ﯾﺎ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﻪ ﺗﻘﺪﯾﻢ به
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺻﻢ ﯾﺎ بفهمم ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ، ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺟﺪﯼ ﻣﯿﺸﻪ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﻤﺘﻮﻥ ﻣﺎﻝ ﻣﻨﯿـــــــــــــﻦ |: