یافتن پست: #ها

fereshte
fereshte
سختی تنهایی رو وقتی فهمیدم ک دیدم مترسک به کلاغ میگه:  هرچی دوس داری نوکم بزن فقط تنهام نزار
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 23:32
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
5 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:54
+4
mary jun
mary jun
از رها کردن نترس !!
هیچ کس نمی تواند
چیزی ک مال تو است را از تو بگیرد
و همه ی دنیا نمی توانند
چیزی ک مال تو نیست
را برایت نگه دارند !
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:49
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
4 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:49
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بـﭽــﻪ ﻫــﺎ ﻣـﻦ ﻧـﻪ ﻻﯾـﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧـﻪ ﺍﯾـﻨـﺴـﺘـﺎ ﻧـﻪ ﻭﯼ ﭼــﺖ
ﻧـﻪ . . . ^_^
ﻣـﻦ ﮔـﻮﺷـﯿـﻢ ﭼـﺮﺍﻍ ﻗـﻮﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﻫـﺮﮐـﯽ ﭼـﺮﺍﻕ ﻗــﻮﻩ ﺩﺍﺭﻩ
ﮔﻮﺷــﯿــﺶ ﺷــﺒــﺎ ﺑــﯿــﺎﺩ ﺭﻭ ﭘــﺸــﺖ ﺑــﻮﻡ ﺑــﻪ ﻫــﻢ
ﻋــﻼﻣــﺖ ﺑــﺪﯾــﻢ :| ^_^
6 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:47
+5
mary jun
mary jun
نیازی نیست انسانها را امتحان کنید
کمی صبر کنید خودشان امتحانشان را پس می دهند ...!
1 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:46
+7
mary jun
mary jun
دیگر ن اشک هایم را خواهی دید
ن التماس هایم را
و ن احساسات این دله لعنتی را ...
ب جای آن احساسی ک کشتی
درختی از   "   غرور   "   کاشتم ....
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:41
+7
fereshte
fereshte
زمانی ک خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند پیر شدنت شروع میشود................
3 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:35
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ما میدانیم که حجم یک اتم اکثرا از فضای خالی تشکیل شده است. حال سوال اینجاست که اگر اتم ها اکثرا از فضای خالی تشکیل شده اند، آیا ماد نباید از ماده عبور کند؟ آیا نباید دست من از میز عبور کند؟

آنچه که یک جسم را سخت میسازد، ذرات بنیادی نیست. بلکه میدانهای الکتریکی بین ذرات است. دست من از میزم عبور نمیکند چرا که الکترون های دست من دفع الکتریکی میز را احساس می کند. و همین دفع الکتریکی مانع عبور دست من از میز میشود.

و باز اتم های میز است که مانع عبور دست من و یا شی از میز میشود. فضای خالی بین هسته و الکترون نقشی در استحکام ساختمان ماده ندارد، بلکه میدانهای الکتریکی چنین نقشی را دارند. به همین دلیل این میدانها نه تنها جسم مادی را می سازند، بلکه ساختمان ماده را حفظ می کنند.

2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

معنا و ریشه ی باستانی اعداد فارسی:

یک (از ریشهً اَاِو-ک یعنی ساده، مترادف ائن و وان در زبانهای ژرمنی).

دو (توو، نیرومند، دو لایه، کوهان دار).

سه (ثری، سه شاخه).

چهار (چخر، تعداد پره های یک چرغ یا تعداد چرخهای یک ارابه، به مثابه فیرای ژرمنی که اشاره به تعداد پاهای گوسفند=فور است).

پنج (پی و اساس شمارش، به الهام از پنجهً دست).

شش (خشوشی، خوشی داشتن معادل [!] یعنی مادی و جنسی درزبانهای ژرمن).

هفت (سفید و نورانی و قدسی).

هشت (اشتَ، خورد و خوراک، معادل و مترادف اوتّا در زبانهای ژرمن)،

نُه (نی-او-ئیتی، در پایین قرار گرفته، معادل و مترادف نیو در زبانهای ژرمن).

دَه (عدد ایستادن، عدد انتهای واحد شمارش معادل تیّو و تِن در زبانهای ژرمن).

صد (سد کردن و بستن بسته شمارش، معادل هوندرا زبانهای ژرمن با دست سد کردن، بستن شمارش).

هزار (هزَ-ن-گرو، با هم استوار، کامل معادل تقریبی توسِن به زبانهای ژرمن عدد بزرگ و سرکش انتهایی ).

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:26
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ