یافتن پست: #همه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه دونه از این عروسک ها گرفتم وقتی دماغشو فشار میدم میگه " I LOVE YOU "
لامصب همه کمبود محبت هامو پر کرده، خیلی به هم وابسته شدیم.....
عشق صاف و ساده :|:)))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 20:37
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
من اگر پادشاه عالم بودم، می گفتم تا عشق را از همه ی لغت نامه ها ی جهان جمع کنند و بجایش بنویسند: #"کشک"
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 19:39
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رِفیقـا ” کَم ” باشَن ، امّا ” تَک ” باشَن !
به سلامتیه همه رفیقای تک . . .
سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه !
به یادمون نیست ولی تو یادمونه !
بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه . . .
رفـاقت بار سنگینی ست !
کسی بـر دوش میگیرد که یک دنیا وفا و مرام دارد . . .
به سلامتیه رفیق واقعی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 18:51
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامــــــــــتی بده گفت :
می خورم به سلامتی 2 تا بوس !!
همه خندیدن و همهمه شد و پرسیدن:
حالا بگو کدوم 2تا بـــــــــــــــــــــــوس ؟!!
گفت :
... اولیش اون بوس که بابا از لُپِ بچه ی تازه متولد شده می بوسه و
بچه نمی فهمه !
دومیش اون بوسی که بچه از گونه ی بابای فوت شدش می بوسه و
پدرش متوجه نمیشه••• :'(
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 18:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 18:27
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 18:24
+2
amir reza
amir reza
آخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشید
... سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید
داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید
آن همه عهد فراموشت شد
چشم من روشن روی تو سپید
جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید
آخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید
دل پر درد فریدون مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید

فریدون [!]..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 17:30
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

شراب خواستم…


گفت : ” ممنوع است ”


آغوش خواستم…


گفت : ” ممنوع است ”


بوسه خواستم…


گفت : ” ممنوع است ”


نگاه خواستم…


گفت: “ ممنوع است ”


نفس خواستم…


گفت : ” ممنوع است “


… حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ،


با یک بطری پر از گلاب ،


آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد


با هر چه بوسه ،


سنگ سرد مزارم را


و …


چه ناسزاوار


عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ،


نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ،


به آرامی اشک می ریزد …


تمام تمنای من اما


سر برآوردن از این گور است


تا بگویم هنوز بیدارم…


سر از این عشق بر نمی دارم …

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 14:25
+9
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 13:05
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

نیستگویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیستآزادی و پرواز از آن خاک به این خاکجز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیستاین قافله از قافله سالار خراب استاینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیستتا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویشدیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیستمن در پی خویشم ، به تو بر می خورم اماآن سان شده ام گم که به من دسترسی نیستآن کهنه درختم که تنم زخمی برف استحیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیستامروز که محتاج توام ، جای تو خالیستفردا که می آیی به سراغم نفسی نیستدر عشق خوشا مرگ که این بودن ناب استوقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست

دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 12:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ