یافتن پست: #هیچ

reza
reza
حتما برات پیش اومده وقتی داری به آسمون نگاه می کنی

یکی ازت بپرسه:دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟

یا ازت بپرسه :داری بکدوم ستاره نگاه می کنی؟

اکثر ادما می گن:دارم به پر نور ترین ستاره نگاه می کنم

ولی یادت باشه اونی که از همه پرنورتره،علاوه بر تو،

چشم خیلیای دیگه دنبالشه. به ستاره ای خیره شو

که حتی اگه کم نوره، ولی مطمئنی جز توهیچکس دیگه بهش چشم ندوخته
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 19:25
+2
reza
reza
خوش به حال باد..
گونه هایت رالمس میکندوهیچکس از او نمیپرسدباتو چه نسبتی دارد..
ای کاش مراباد می افریدند...
همانقدربخشنده و ازاد..
وکاش قبل از انسان بودنت تورابرگ درختی خلق میکردند..
عشق بازی برگ وباد را دیده ای؟؟؟
درهم میپیچند وعاشق تر میشوند...
به خیالم نطفه ی سیب را به وقت عشقبازی برگ و بادبسته اند...
تقدیم به تو...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 18:21
+3
مهسا
مهسا
مامان : پسرمون شام نخورد .. خاک به سرم .. حتمأ معتاد شده ..! بابا: نه بابا حتماً بیرون یه چیزی با اون دخترا کوفت کرده ... و هیچکس ندانست پسر هیچوقت کوکو سبزی دوست نداشت!!!!{-54-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 18:15
+6
مهسا
مهسا
دغدغه های فکری یک پسر ایرانی ! دیدگاه !!!{-18-}{-7-}{-2-}{-32-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 18:02
+5
Alireza
Alireza
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم


از زن و غر زدن روز و شبش آزادم


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)

زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟”
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:49
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
ارام آرام، آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی؛ و آرامشم را خط خطی کردی؛ و بعد آرام رفتی؛ وهیچ نفهمیدی درتمام این لحظه های آرام چه اضطرابی درمن موج می زد... کاش یک لحظه، جرات خواندن ناآرامی چشم هایم را...داشتی{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:13
+1
مهسا
مهسا
بهانه ی دخترا: ۱ – فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) ۲ – من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) ۳ – من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) ۴ – تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو آشنا شدم) ۵ – من تو رابطه مون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) ۶ – دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر ){-2-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 01:44
+4
مهسا
مهسا
قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 01:11
+6
مهسا
مهسا
فقط خانومهای ایرانی هستن از یه هفته قبل از عروسی هی میگن چی بپوشیم؟! .. چی بپوشیم؟! اونوقت شب عروسی رسماً هیچی نمی پوشن !{-54-}{-32-}{-45-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 23:51
+6
m_69
m_69
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد
دیدگاه  •   •   •  1391/01/5 - 20:17
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ