یافتن پست: #هیچ

☺SAEED☻
☺SAEED☻
اگه مامانت نتونه چیزی رو توی خونه پیدا کنه، مــــطمئن باش که هیچ موجود زنده ای نمیتونه ....
سلامتی مامانا که همشون یه "دکترای افتخاری جاسازی" دارن...
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:38
+10
شاهین
شاهین
در یكی از دانشگاه‌های تورنتو مد شده بود دخترها وقتی می‌رفتن تو دستشویی، بعد از آرایش کردن آئینه رو می‌بوسیدن تا جای رژ لب شون روی آئینه دستشویی بمونه. مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. برای همین موضوع رو با رئیس دانشگاه در میون گذاشت. فردای اون روز رئیس دانشگاه تمام دخترها رو جمع كرد جلوی دستشویی و گفت: کسانیکه که این کار رو می‌کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می‌کنن. حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته، یه بار جلوتون پاک می‌کنه. مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو آب توالت فرنگی وقتی دستمال خیس شد، شروع کرد به پاک کردن آینه و از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه‌ رو نبوسید...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:34
+6
benyamin
benyamin
مامانم : پسرمون شام نخورد .. خاک به سرم .. حتمأ معتاد شده ..! بابام : نه بابا حتماً بیرون یه چیزی با اون دخترا کوفت کرده … و هیچکس ندانست من هیچوقت کوکو سبزی دوست نداشتم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:31
+5
شاهین
شاهین
روزی م[!] از شیخ پرسید: یا شیخ شما فکر میکنید به بهشت راه پیدا کنید؟
شیخ فرمود: من داوطلبانه راهی جهنم خواهم شد!
مرید در شگفت شد و پرسید: چرا؟
شیخ فرمود: میخواهم در جهنم بمبگذاری نمایم تا همه جهنمیان شهید شده و به بهشت راه پیدا نمایند!!!
گویند هیچ سالی دکان های خشتک دوزی به رونق آن سال نبود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/26 - 00:25
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سلام خدمت شما دوستان عزیز
شب همتون بخیر
ازتون تقاضا دارم به بروز رسانیه این گروه کمک کنید . خیلی پست ها کم شده
ممنونم ازتون
عیدتون پیشاپیش مبارک{-49-}{-41-}{-35-}{-23-}
18 دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 23:20
+9
-1
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دانشجوی عزیز
وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم
چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !
دوستدار تو استاد !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 23:14
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 23:09
+5
ali rad
ali rad
دنیا را بغل گرفتیم.گفتند امن است.

هیچ کاری با ما ندارد.خوابمان برد...

بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 22:30
+3
mah3a
mah3a
نابینا: مگرشرط نکردیم ازگیلاسهای این سبدیکی یکی بخوریم؟

بینا: آری؟!

نابینا:پس توباچه عُذری سه تاسه تامی خوری؟

بینا: توحقیقتا نابینایی؟!

نابینا: مادرزاد.

بینا: چگونه دریافتی من سه تاسه تامی خورم؟!

نابینا: آنگونه که من دوتادوتامی خورم وتوهیچ معترض نمی شوی!
____________
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 21:48
+5
mah3a
mah3a
بــعضی زخمها رو باید درمان کنی



تا بتونی به راهت ادامه بدی اما...


بــعضـی زخمها ، باید باقی بمونه



تا هیچوقت راهت رو گم نکنی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 21:15
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ