یافتن پست: #هیچ

مهسا
مهسا
سرِ قرارهای عاشقانه‌ات

هیچوقت به‌وقت نرسیدم

سال‌هاست ساعتم خواب رفته است

روی زنگِ تنهایی!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 22:33
+5
سحر
سحر
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید

چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 20:51
+5
?
?
مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 20:43
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
برای خریدن عشق هر که هر چه داشت اورد دیوانه هیچ نداشت گریست گمان کردند چون هیچ ندارد میگرید اما هیچ کس ندانست بهای عشق اشک است.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 18:19
+5
مهسا
مهسا
سخت است

میدانی؟

این همه دل در دنیا هست

که هیچ کدام برایم

تنگ نمیشود!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:56
+7
ronak
ronak
این عشق برای من هیچ نداشت ، اما گلهای بالشم را “باغبان ” خوبی بود اشک های هر شب من .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:45
+5
sasan pool
sasan pool
با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه میدانمت
" خوبترین حادثه می دانی ام "
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:31
+3
ronak
ronak
کاش گاهی مرد بودم
می شد تنهاییم را….
به خیابان بیاورم
سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم
کاش گاهی مرد بودم
می شد شادی ام را….
به کوچه ها بریزم….
با صدای بلند بخندم…
و هیچ ماشینی…..
برای سوار کردنم….ترمز نکند
کاش……!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:24
+5
ronak
ronak
چه کسی میگوید که من هیچ ندارم…؟
من چیزهای با ارزشی دارم ….!
حنجره ای برای بغض …
چشمانی برای گریه…
لبهایی برای سکوت…
ریه هایی برای سیگار…
دستهایی برای خالی ماندن…
پاهایی برای نرفتن….
شبهایی بی ستاره….
پنجره ای به سوی کوچه بن بست…
و وجودی بی پاسخ…..
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:23
+4
sasan pool
sasan pool
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 15:54
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ