یافتن پست: #هیچ

سحر
سحر
توی آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره ، پس هر وقت آسمون دلت ابری بود با دنیا نجنگ ، فقط اوج بگیر .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 13:09
+4
ronak
ronak
اونایی که الان در همین حالت هستن، زودتر برین بخوابین دیگه !!!!! الان غذا دلتون میخواد، هیچـــی هم نیست بخورین :|
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:26
+6
امید
امید
به جملات شریعتی باید ساعت ها فکر کرد : ای مردم مسلمان و علی مکتب من، از خانواده و همه همراهانم تقاضا دارم که پس از مرگ من، بدن مرا خارج وطنم ایران به خاک بسپارند. زیرا میدانم که ایران را که عشق و هستی من و هر ایرانیست، در حال ویران شدن است. میدانم که هیچوقت این خاک به دست دلسوزش سپورده نمیشود. ایران ویران خواهد شد و من در زیر خاکش داغان. به من رحم کنید. بگذارید که پس از مرگم دیگر غصه این خاک و مردمانش را نخورم. علی شریعتی -
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 00:01
+4
امید
امید
خدا هست، خدا نیست! هیچ وقت نمی توان خداوند را صد در صد در علم و دانش اثبات کرد. ولی بدانید که آن امید و آن حسّی که شما را به دعا و درخواست از پروردگار وا میدارد، آن حس، خدای شماست. اصلاً خدا در درون شماست._دکتر علی شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:56
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با خدا هیچکس تنها نیست؟ پـَـــ نــه پـَـــ با همراه اول.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:44
+1
ronak
ronak
در Romantic
هیچ کس کامل نیست اینگونه نگاه کنید... مرد را به عقلش نه به ثروتش زن را به وفایش نه به جمالش دوست را به محبتش نه به کلامش عاشق را به صبرش نه به ادعایش مال را به برکتش نه به مقدارش خانه را به آرامشش نه به اندازه اش اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش غذا را به کیفیتش نه به کمیتش درس را به استادش نه به سختیش دانشمند را به علمش نه به مدرکش مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش دل را به پاکیش نه به صاحبش جسم را به سلامتش نه به لاغریش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 19:00
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
هیچ گاه نه کسی رو ببخش نه کسی رو فراموش کن سر فرصت بزن دهنشو سرویس کن (دکتر علی شریعتی با اعصاب خراب)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 16:21
+2
vahid
vahid
یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 13:58
vahid
vahid
این منم تازه از سر جلسه بلند شدم.هیچ چیز غیر طبیعی نمیبینید.همه چیز عادیه... پوشک دانشجویان ایزی لایف
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:11
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
هیچگاه از لباس کهنه ات شرمنده نباش! اما از اندیشه کهنه ات شرمنده باش..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 23:28
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ