یافتن پست: #هیچ

ronak
ronak
کنار پنجره سیگاری دود میکردم نگاهم به تقویم روی میز افتاد ، دی داره به نیمه میرسه دلم یهو ریخت؛ چقدر زود گذشت امسال توی دستم احساس سوزش کردم. سیگارم به آخر رسیده و من حواسم نبود سیگارو خاموش کردم و دنبال خاطراتم گشتم اما انگار دیگه هیچ خاطره ای ندارم هر چی بوده سیاه و مه آلوده چقدر امید داشتم اوایل امسال ، چه نا امیدم اواخر امسال قلبم تیر میکشه ، ولی سیگار انگار داره بهم میگه بکش بکش تا زودتر تموم شه... یه نخ دیگه روشن میکنم و شب رو نگاه میکنم... بالاتر از سیاهی هم رنگی هست... همین رنگی که من دارم...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 22:29
+3
ebrahim
ebrahim
فقط یه ایرانی میتونه بعد از چند روز کنگر خوردن و لنگر انداختن و استراحت وقتی پاش میرسه خونه خودش بگه آخیـــــــــــــــــش هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 20:18
+4
ebrahim
ebrahim
من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند! شهری که روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند! شهری که در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است : بی دینی 7حرفی( و جواب می شنود : سکولاری! ... شهری که می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت می کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می خورند . شهری که نظامی اش شهردار می شود ! مهندس برقش تاکسی دارد ! آدمها از دیدن پلیس می ترسند ! شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد ! شهری که زبانش "پارسی" است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد ! شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم ، و تو هوای من را ، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم . شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی! شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد ! شهری که کف اتوبانش دست انداز دارد ! شهری که همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند ! شهری که [!] آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل ی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 20:08
mina_z
mina_z
دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود... مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن. یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه هر کسی رد بشه به اون یکی پول میده ولی نه به تو. گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین" بازاریابی یاد بده!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:36
+5
مهسا
مهسا
سخت است میدانی؟ این همه دل در دنیا هست که هیچ کدام برایم تنگ نمیشود!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:25
+5
Pedram
Pedram
شانس فقط یک بار در خانه ادم را میزند بدشانسی هیچوقت دستش را از روی زنگ بر نمیدارد بدبختی هم که حتمأ کلید دارد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:10
+7
Pedram
Pedram
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ"ﺿﺮﺭ ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩﻧﺪﺍﺷﺖ ... !!! همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 19:07
+2
امیرحسین
امیرحسین
برگی از اعترافات دختران: بچه که بودیم هرکی مارو میدید لپامونو میکشید میگفت عروس من میشی خوشگله؟؟ خب لامصبااااااا... حالا که بزرگ شدیم و به شماها نیازداریم کدوم گوری هستین؟؟؟{-18-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 18:28
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
فرقی نمی کند بگویم و بدانی ... ! یا . . . نگویم و بدانی . . . ! فاصله دورت نمی کند . . . !!! در خوب ترین جای جهان جا داری . . . ! جایی که دست هیچ کسی به تو نمی رسد : دلـــــــــــــــــــــــــم . . . !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 16:20
+8
ronak
ronak
نگاش کن هیچ فرقی با بچه گیاش نکرده :D:D
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 15:14
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ