هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت تنهاییم را حس نکرد ، در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد ، در هجوم لحظه های بی کسی ، درد بی کس ماندنم را حس نکرد ، آن که با آغاز من مانوس بود ، لحظه پایانیم را حس نکرد .
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت تنهاییم را حس نکرد ، در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد ، در هجوم لحظه های بی کسی ، درد بی کس ماندنم را حس نکرد ، آن که با آغاز من مانوس بود ، لحظه پایانیم را حس نکرد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است .
کاش غرورم را که در پستوی سادگیم پنهان بود می یافتی ، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم .
لب تشنه ام ای اشک سیلاب میخواهم
در حسرت موجم باران کفافم نیست
درمان درد من باران نم نم نیست !!
بس تشنه میمانم غر ق پریشانی
تا آسمان ها را برمن بگریانی
چشم من از وقتی باعشق تو تر شد
آئینه چندین باآینه ای تر شد
پیدا شو ای مرحم !
بر زخم پنهانم
تا صبح دیدارت بیدار خواهم ماند
یادت باشد دلت که شکست
سرت را بالا بگیری ...
تلافی نکن، فریاد نزن، شرمگین نباش ...
حواست باشد، دل شکسته گوشه هایش تیز است ...
مبادا دل و دست ادمی را که
روزی دلدارت بود زخمی کنی ...
مبادا فراموش کنی روزی شادیش ارزویت بود ...
صبور باش و ساکت ...
بغضت را پنهان کن ...
و رنجت را پنهان تر ...