یافتن پست: #چشم

payam65
payam65
یکنفر در هـمین نزدیکــی ها
چــیزی
به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببــند
یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا
تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:03
+1
payam65
payam65
بيتاب ترين اشكم در چشم تو زنداني

چون آينه سرگردان در قاب پريشاني

زخمي كه به دل دارم از خنجر تنهائيست

محكوميت عشق است بر صفحه ي پيشاني

تبعيدي تقديـرم بيزارم از ايــن دنيا

بگذار كه بگريزم از اين همه ويراني

باران غم است و من اشك است و من و دامن

دستان تو چتر من در اين شب باراني

امروز كه مي آيي از هُرم نفسهايت

آبستن بـارانـم چــون ابــــر زمستاني

يك شاخه گل و اين شعر دارايي من اين است

تقديم به چشمانت در مصرع پاياني
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 02:48
+2
payam65
payam65
من ميگم چشات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم چه قدر تو ماهي
تو ميگي اول راهي
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نميشه
من مي گم خيلي غريبم
تو ميگي نده فريبم
من ميگم خوابت رو ديدم
تو ميگي ديگه بريدم
من مي گم هدف وصاله
تو ولي ميگي محاله
من ميگم يه عمره سوختم
تو ميگي قلبم رو دوختم
من ميگم چشمات و وا كن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم خيلي ديوونم
تو ميگي آره مي دونم
من ميگم دلم شكسته ست
تو ميگي خوب ميشه خسته ست
من ميگم بشين كنارم
تو ميگي دوستت ندارم
من ميگم بهم نظر كن
تو ولي ميگي سفر كن
من ميگم واسم دعا كن
تو ميگي نذر رضا كن
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 23:25
payam65
payam65
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهونمیشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه

غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوایبجنبی پیرت میکنه

وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواشیواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لبچشمه می نشستیم من و یار

غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشت و دیگه زیبانمی شه
اون بالا باد داره زاغ ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده
ولیدریا نمیشه

غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 23:20
payam65
payam65
برو اگه میخوای بری ،
دلت نسوزه واسه من !!
اینجوری که کلافه ای
بد تره خب ، دل رو بکن !!
بکن دل و از این همه خاطره های روی آب
فک کن ندیدی ما همو حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من !!
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن ..
من که نمی میرم ،اگه بخوای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو از اول راه مســـافری !!
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دلو بکن
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:55
+1
payam65
payam65
چشمانت لبریز از نجابت است.....................
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 14:31
+1
payam65
payam65
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست ... اما حیف این تازه اول یک زندگیست
زندگی چیزیست شبیه یک حباب ... عشق آبادیه زیبایی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!

یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی

اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر بیار اگه چشم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 11:05
+2
محمد
محمد
پليس راه چشم تو آخر ديوونم ميكنه
هرروز تو جاده نگات ميگيره جريمه ام ميكنه

بهش بگو ولم كنه بذار بيام به شهر تو
بخدا رعايت ميكنم مقررات شهرتو
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 18:57
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چرا نمي گويند كه آن كشيده سر از شرق

آن بلند اندام سياه جامه به تن،

دلبرِ دلير ز شاهراه كدامين ديار مي آيد

و نور صبح طراوت بر اين شب تاريك چه وقت مي تابد؟

در انتظار اميدم،

در انتظار اميد طلوع پاك فلق راچه وقت

آيا من به چشمِ غوطه ورم در سرشك خواهم ديد؟


از حميد مصدق
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 18:38
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چشمهايت سيراب سیراب


و نگاهم،


تاول زده از تابش تشنگي


برويم دعاي باران بخوانيم ‍.



تو با دل من



من با دل تو


باور كن با لبخند چترهايمان بر مي گرديم
آخرین ویرایش توسط sin_sin در [1391/01/9 - 18:34]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 18:34
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ