یافتن پست: #چشم

رضا
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 21:14
+7
رضا
رضا
مرا اينک تو آرام و کمی هم مهربانانه میان سینه ات بنشان و بنگر حال شیرینم پس از صید همین مستی به آرامی و ارامی درون آبی چشمان زیبایت نوازش کن خطوط قرمز دل را که از دلتنگی رویت دمادم رنگ می بازد و رؤیای دوچشمت را به امواج نگاه تشنه ام بسپار که از مدّ تا به جزر آن تلاطمها از عشق توست مرا اينک میان سینه ات بنشان کنار ساحل آرامش اين عشق
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 19:47
+3
mitra
mitra
مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! طرف ما ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 18:21
+4
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
آهای حسود، دیگه نمی خوام کور بشی!!!گناه داری..... از خدا می خوام دو تا چشم اضافه بهِت بده که بیشتر بسوزززززی......‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 18:02
+1
رضا
رضا
آلاله های دشت من ماتم گرفتيد ؟
عاری است بر روح شما باشيد نوميد

جان نهال سينه ام ديری است تشنه
آلاله های دشت من باران بباريد

درد فراق قلب من دردی است جانكاه
آلاله های دشت من اميد كاريد

آه و فغانی بر سرم كرده است حمله
آلاله های دشت من فرياد رانيد

سرو روان پيكرم گشته خميده
آلاله های دشت من چون سرو مانيد

دشمن اگر بر چشم خيسم گشت آگاه
آلاله های دشت من خامش نمانيد

دادم دل و دينم بر آن زيبای خفته
آلاله های دشت من اين را بدانيد

آمد ندا زان يار شمس بی نشانه
آلاله های دشت من ماتم مگيريد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 12:28
+5
sasan pool
sasan pool
کوله بار سفرت رفت و نگاهم را برد نه تو دیگر هستی نه نگاهت که در ان دلخوشیم سبز شود سایه می داند که به دنبال نگاهت همچون ابر سرگردانم هیچ کس گمشده ام را نشناخت تابش رایحه ای خبر اورد کسی در راه است چشمی از درد و دلم اگاه است کاش هیچ وفت عشقی متولد نمی شد که روزی احساس بمیرد ...........................................................................
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 11:28
+4
ronak
ronak
دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 01:24
+7
ronak
ronak
سفر تنها سهم من ازچشمان تو بود
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 00:54
+5
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
میگن پســـــــــــــرا برایِ هضمِ دلتنگیهاش...گریه نمی کنه قدم میزنه !!! آره راست میگن، به جایه گریه میره قدم میزنه ، بعد در حینِ قدم زدن چشمم یه یکی دیگه می افته...کلاً بیخیاله دلتنگیهاش میشه...میگه بیخیاله دلتنگی و میره دنباله عشق و حالش...واسه همین میره قدم میزنه که فرصتهایِ جدید رو از دست نده..!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 00:32
+3
gha3m
gha3m
اینم برا بچه مثبتایی مثل خودم *********سفره 2 ماه عزا بسته میشه امشب خدا اما بازه تا قیامت سفره های گریه ما خدانگهدار سیاهیای ماه ماتم خدانگهدار ماه صفر ماه محرم لا یوم کیومک الحسین زیر سایه هی پرچمت از غم تو سینه زدم با اجازه فاطمه پای روضه هات اومدم خدانگهدار پیرن سیاه و شال و علم خدانگهدار ماه صفر ماه محرم لا یوم کیومک الحسین الوداع لباس سیاه الوداع دم و اشک و آه الوداع بارون غم و گریه های تو قتلگاه خدانگهدار نوای چاوشی قلبم خدانگهدار ماه صفر ماه محرم لا یوم کیومک الحسین پای روضه های ارباب چه شبایی رو سر میکردیم تو مصیبتای زینب چشمامون و تر میکردیم خدانگهدار ای روضه و ای نوحه و دم خدانگهدار ماه صفر ماه محرم لا یوم کیومک الحسین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/5 - 00:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ