یافتن پست: #کار

ronak
ronak
نویسندش زیاد هم عصبی نبود وگرنه کار به فحش ناموسی میکشید.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 14:04
+1
ronak
ronak
شوهری خوب، پدری عالی اما برقکاری بد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 14:02
+1
ALI SHABAN
ALI SHABAN
تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:17
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 12:04
+3
مهسا
مهسا
از قلبم پرسیدم فرق عشق و دوستی چیه؟ قلبم جواب داد: کار من تأمین خون بدنه. سؤالای چرت و پرت از من نپرس !{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:40
+4
مهسا
مهسا
کارت عروسی غضنفر : شروع مراسم از ساعت ۶ تا هر وقت که دعوا شد !{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:34
+2
مهسا
مهسا
يه دختره هر روز دير مي رفت مدرسه. معلم ازش دليلشو پرسيد. دختره گفت : خانم هر روز صبح که من ميام مدرسه يه پسره تو راه هي دنبال من مياد. معلمه گفت: بهش کاري نداشته باش سرتو بنداز پايين و بيا. دختره گفت: خانم من که ميام، اون يواش يواش مياد !{-20-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 01:26
+3
mina_z
mina_z
تصویر میز و اتاق کار آشفته اینشتین در سال ۱۹۵۵ که توسط رالف مورس گرفته شد، بسیار معروف است و از سوی دیگر برای شماری از ما‌ها دست‌آویزی برای گریز از مرتب کردن اتاق‌هایمان است!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:53
+10
-1
gamer
gamer
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) قلب دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..او
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:52
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
لیوان چای دستمه همکارم میگه چاییه؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ کوکا رو با فانتا قاطی کردم این رنگی شده. میخوری؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:29

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ