یافتن پست: #کار

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یه مرد با ریش وپشم دراز و لباس مندرس کنار خیابون وایستاده داداشم میگه این گدائه؛ پـَـ نـَـ پـَـ کارل مار[!] اومده ببینه کارگران جهان با هم متحد شدن یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 23:17
+2
تنها
تنها
ای دخترانی که برنزه می کنید ای دخترانی که موهایتان همیشه فشن است ای دخترانی که جراحی بینی و... می کنید!!!! . . . . . . . . . . . . . . خیلی خوب کاری می کنید به بعضیاتون واقعا میاد!!!!{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-27-}{-27-}{-27-}{-27-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:29
+2
تنها
تنها
مــن موندم کاری که با دعوا حل میشه چرا صحبت می کنن :!!{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-27-}{-27-}{-27-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 22:27
+1
تنها
تنها
{-1-}{-7-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 21:08
+2
تنها
تنها
سلام. من تنها هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 00:59
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
لباس خریدم . کارته عابرمو گذاشتم رو میز میگم 2015 . میگه رمز کارتته.؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تلفنمه . شب زنگ بزنی لاو بتر[!]م !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 23:20
+6
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
ممیز ایزو اومده رفته تو سالن تولید کنار دستگاه تراش از اپراتورش میپرسه شما تراشکارین؟ پـَـ نـَـ پـَـ مدیر عامل اوقات بیکاریش میاد کمک بچه ها
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 23:18
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم خونه دانشجویی یکی از دوستام داشتم یکی از ظرفای چرب مورچه زدشو می شستم اومده بالا سرم میگه ای وای چی کار می کنی داری ظرف و می شوری؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مورچه ها هوس آب تنی کرده بودن آوردمشون حموم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 23:17
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
مشروط شوید{-50-}... مشروطی را برای دانشجو ساخته اند نه رئیس دانشگاه و اساتید{-50-}... همه واحد های خود را پاس نکنید{-50-}....از حد مجاز مشروطی و ترم های مجاز حضور در دانشگاه نهایت استفاده را ببرید.{-50-}.... مطمئن باشید بیرون از دانشگاه هیچ خبری جز رفتن به سربازی و بعد از آن بیکاری برای پیســــــرهاو مزدوج شدن برا دخـــــــــترا وجود ندارد.{-50-}... حداقل وقتی که در دانشگاه حضور دارید به عنوان یک دانشجو شناخته می شوید نه یک بیکار....{-50-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 20:40
+1
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
ܓ✿جُوجه فِنچِ مُتِفکِرܓ✿
دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیان شان پو خانواده دانشجویان : بینوایان انتخاب درس افتاده : زخم کهنه اولین امتحان : جدال با سرنوشت مراقبین امتحان : سایه عقاب تقلب : عملیات سری روز دریافت کارنامه : روز واقعه اعتراض دانشجو : بایکوت اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد آینده تحصیل کرده : دست فروش(البته اين برا رشته ما نيستاون يكي رشته ها رو ميگم.) رئیس دانشگاه : مرد نامرئی استاد راهنما : گمشده دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان(به استثناي دانشگاههاي علوم پزشكي) اتوماسيون تغذيه : آژانس شیشه ای التماس برای نمره : اشک کوسه سوار شدن به اتوبوس : یورش ترم آخر : بوی خوش زندگی تسویه حساب : خط پایان عمر دانشجو : بر باد رفته مسئول خوابگاه : کارآگاه گجت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/17 - 19:23
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ