یافتن پست: #کش

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 18:31
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/06/27 - 18:29]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 18:27
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان آتش زدم،
کشتم . . .
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم
من زمقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم
تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم
من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت
بهارم رفت
عشقم مرد
یارم رفت …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:36
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 17:34
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایا دنیایی که انقدر به رخم میکشیدی همین بود رک میگم خدا ازم دلخور نشو افریده هات مرده پرستن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 16:55
+1
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... ......... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند


دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 12:36
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شبیه کسی که از یک آدرس ، تنها پلاکش را می داند . . .
در ازدحام آدمها و خیابانها ، دنبال ِ دستهایت می گردم . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 22:05
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتیه اونایی که خیلی وقته بریدن...دیگه نه ناز میکشن..نه انتظار میکشن.. نه آه
میکشن..نه درد میکشن..نه فریاد میکشن... فقط دست میکشن و میرن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 21:53
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضی وقتا یکی تو کانتکت گوشیت هست کﮧ نمیتونی بهش زنگ بزنی دلتم نمیاد پاکش کنی هر وقتم چشمت بﮧ اسمش میفتﮧ دلت یﮧ جورے میشﮧ ولی میدونی کﮧ زنگ زدטּ اشتباهﮧ پس زنگ نمیزنی خیلی دردناکﮧ اوטּ لحظات.....!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:51
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو خونمون از ترس مامانم طوری فرهنگ سازی شده که همه با
لیوان میرن دم یخچال ولی پارچو سر می کشن و خیلی آروم میان لیوان میزارن سر جاش و
میرن … !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:44
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ