یافتن پست: #کش

saman
saman
در CARLO
پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت.
مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد.
مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد.
مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد .
پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و
از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت.
تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر...
آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.
كشاورزي که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید،
به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد.
پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند.
پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد
پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ،سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت ،این زخمها را دوست دارم،اینها خراشهای عشقه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:39
+5
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:27
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فلسفه شمشیر زنی
شمشیر زنی یگانگی دست و شمشیر است : وقتی این فلسفه حاصل شود حتی یک علف خشک شده هم قادر است یک سلاح کشنده باشد.
شمشیر زن وجود شمشیر را درون روح خود احساس میکند که اگر شمشیر هم نداشت بتواند با دست خالی دشمن را شکست بدهد .
شمشیر زن باید دست و روح را از شمشیر خالی کند و در این هنگام شمشیر زن به اوج آرامش میرسد و پیمان می بندد که کسی را نکشد و به بشریت آرامش ببخشد .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 15:11
+4
saman
saman
در CARLO
باورم کن
باورم کن اگه تنهام
باورم کن اگه خسته ام
باورم کن که تو دنيا
به هواي تو نشستم
باورم کن اگه بازم
چشم به راه تو مي مونم
توي تنهايي شبهام
واسه چشم تو مي خونم
دست و پاي غرورمو بستم
واسه ديدنت تو خودم شکستم
مي دوني هواتو کردم
هواي صداتو کردم
کاشکي بياي کنارم
هواي چشاتو کردم
روز و شب اين شده کارم
که سراغتو بگيرم
همه ي ترسم از اينه
تو نياي و من بميرم
هميشه توي خيالم
روبروي من نشستي
نذار اينجوري بمونم
تو رو اونکه مي پرستي
دست و پاي غرورمو بستم
واسه ديدنت تو خودم شکستم
مي دوني هواتو کردم
هواي صداتو کردم
کشکي بياي کنارم
هواي چشاتو کردم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:53
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻮﺗﺎﻩﺗﺮﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۸۹۶ ﺑﯿﻦ ﺯﺍﻧﺰﯾﺒﺎﺭ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪ ۳۸ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ؟؟؟ !!! ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺭﻓﺘﻦ ﻟﺐ ﻣﺮﺯ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻓﺤﺶ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ {-33-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:02
+7
havva
havva
بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه!
اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره!
اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه!
اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست!
اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود!
اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار!
اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره!
اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه !
اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه !
اگه…………چکار کنه بمیره خوبه؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 12:01
+1
sara
sara
من نمیتونم اینجا عکس بذارم.یکی کمکم کنه لفطا{-3-}
11 دیدگاه  •   •   •  1392/04/18 - 10:19
+5
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
هوس سیگار کشیدن روی پشت بام
چند وقتیه به جونم افتاده
دلم میخواد به آسمون نزدیکتر بشم
دودش که اذیتت نمیکنه خدا . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 21:54
+8
-1
alireza
alireza
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 19:56
+16
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
درد دارد وقتی میرود و همه میگویند:دوستت نداشت... و تو نمیتوانی به همه ثابت کنی که هر شب با عاشقانه هایش خوابت میکرد...
9 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 19:42
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ