یافتن پست: #کش

payam65
payam65
هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست ، آن هم انتظار لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 02:24
+1
payam65
payam65
دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی…
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 22:22
payam65
payam65
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 22:16
+1
مهراوه
مهراوه
باید پاره کرد

سوزاند

به آتش کشید

برگه هایِ لجن گرفته یِ تقویمی

که یادش رفته است

تاریخِ برگشتِ تو را ثبت کند!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 21:16
+3
مهراوه
مهراوه
مامانم داشت میرفت بیرون…بعد تند برگشته انگار چیزی یادش رفته باشه
درو باز کرده میگه من رفتم خودتو نکشی تا من برگردم…
عجب مامانی داریم ما!!{-8-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:58
+2
payam65
payam65
آهای مردایی که فقط ادعا دارین (البته بلانسبت بعضی ها)

این همون چیزیه که همسر شما دلش می خواد بهتون بگه خوب گوش کنید:

آیا می خوای راز خوشحال کردن منو بدونی ؟

لحظه های واقعی رو در من تجربه کن!

این همون چیزیه که مشتاق اونم . این اون چیزی که سعی دارم بهت بگم : یک در آغوش کشیدن ناگهانی بعد از شام . یک بوسه بدون مقدمه . تماس از سرکار فقط برای اینکه بگی « دوستت دارم »

وقتی عصبانی یا آشفته به نظر می رسم معنیش این نیست که به تعطیلات احتیاج دارم یا دچار اختلال هورمونی شده ام . بلکه به این علته که نمی تونم تو رو پیدا کنم . من در میان تاریکی دستم را به سوی تو دراز کرده ام ، اما دستم به تو نمی رسه . من در قلبم تو رو صدا می کنم اما پاسخ تو فقط سکوته . کجا رفتی ؟؟؟؟؟ دلم برات تنگ شده ، نه برای جسم یا حرف زدنت بلکه برای روح ارزشمنت دلتنگم .

اینه اون چیزی که از تو می خوام که منو در جایی که طنین عشق رو در قلبت داری ملاقات کنی . فقط برای یک لحظه احساس کن که چقدر منو دوست داری . دوست داشتنم رو احساس کن تا شکوفا بشی و اون وقت چهره منو در عشق خودت غرق کن .
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:16
+1
payam65
payam65
و حال رفته ای...بغض بدی در گلویم داره آتیشم میزنه...عاقبت ما آنچه خواهان بودیم میشد...میدانم باکسی رفتی و من فقط باید تنها باشم...آری میگویی من در قلب توام اما حالا قلب تو جای دو نفر را دارد؟

گلوم را بغض و گریه حسابی خسته کرده.

آری آغوش من را حس نکردی و رفتی و حتی خواهانه آغوش من بودی و گفتی به دلت مونده یکبار یک روز یکجایی در آغوش من باشی...

ستاره ها امدند بر بامه خانه ام زیر بغل هایم را میگیرند و شبه دستی میشوند و همش اشک هایم را پاک میکنند...آخه عزیزه من پیش خودت نگفتی که من بمیرم؟؟؟

بقدری خفه هستم در گلویم که دارم به عکست مینگرم و اشک را بی صدا بر صورتم میکشم...هوای دلم را بد سوزاندی مهربانم.

حالا تیغ برمیدارم و شروع میکنم:

1.اولی، فقط برای اینکه یادم نره یک روزی عاشقت بودم عزیزم..یک لحظه عکستو بغل میکنم و بارون و حس میکنم از پنجره و حال اشکامو پاک میکنم از دفترم

2.دومی، فقط برای اینکه خیلی دلتنگتم و دوست داشتم بودی تا برات ترانه بخونم

3.سومی، فقط برای اینکه بتونم غصه هامو برایت بخوانم و از شانه های ظریفت آن خسته گی ها را بردارم.

4.چهارم،فقط برای اینکه خیلی دوستت دارم و خو
دیدگاه  •   •   •  1391/01/10 - 20:07
+1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
سیب آورده ام .سیب!
سیب سرخ حوا
نوش بادتان ای زمینیان دور شده از خاک!
آسمان از آن شما!
سیب سرخ عشق آورده ام!
نوش بادتان!و طرد شوید از زمین!
آسمان انتظارتان را میکشد
نوش بادتان نوش
بوسه آورده ام از حق
بوسه ای بر لب سیب برایتان
نوش بادتان نوش
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 19:08
+8
مهسا
مهسا
این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی، من نگا ه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 18:27
+6
ramin
ramin
اگر "ضربه فنی" شدی ، دوباره شروع كن......
"ضربه مغزی" كه نشدی......!
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 18:03
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ